تفاوت و برتری مسيح با سایر پيامبران

اشتراک این پست

تفاوت ميانِ عيسي مسيح و ساير پيامبران

تقديم به جويندگان راه حق )

     سؤالي که معمولاً در ذهن پيش مي‌آيد اين است که آيا فرقي بين مسيح و ساير پيامبران وجود دارد، يا او نيز يکي از پيامبران بزرگ الهي مي‌باشد؟ در اين نوشته  پاسخ  را به طور خلاصـه پيدا خواهيد  کرد. 

پاسخ به اين سؤال مثبت است. بله ، بين مسيح و ساير پيامبران تفاوتهاي زيادي وجود دارد که ما در اين نوشته  فقط به تعدادي از آنها اشاره خواهيم کرد.

1- پيامبران انسان بودند؛ ولي مسيح داراي منشأ و مبدأ الهي است.

فرشته به مريم گفت: « روح‌القدس بر تو خواهد آمد و قوت حضرت اعلي بر تو سايه خواهد افکند؛ از آن جهت آن مولودِ مقدس، پسر خدا خوانده خواهد شد» (لوقا1: 35). عيسي ندا کرده گفت: « آنکه به من ايمان آورَد نه به من بلکه به آنکه مرا فرستاده است ايمان آورده است؛ و کسي  که مرا ديد، فرستنده مرا ديده است»  (يوحنا 12: 44- 45).

2- پيامبران خطاکار بودند و در مواردي ترک اولي کردند؛ ولي مسيح کاملاً بي‌گناه بود.

 حضرت داوود مي‌فرمايد: « من به معصيت خود اعتراف مي‌کـنم وگناهم هميـشه درنظر من است» (مزامير51 : 3) مسيح خطاب به يهوديان فرمود:«کيست از شما که مرا به گناه ملزم سازد؟» (يوحنا 8 : 46).پطرس رسول راجع به مسيح مي‌فرمايد: « هيچ گناه نکرد و مکر در زبانش يافت نشد» (اول پطرس22:2).

3- پيامبران مردم را به سوي خدا هدايت کردند؛ ولي  مسيح  انسانها  را  به  سوي خودش هدايت مي‌کند.

مسيح فرمود: « بياييد نزد من اي تمام زحمت‌کشان و گرانباران و من شما را آرامي خواهم بخشيد» (متي11: 28).«من راه و راستي و حيات هستم» (يوحنا14: 6). «من نان حيات هستم؛ کسي که نزد من آيد هرگز گرسنه نشود و هر که به  من ايمان آرَد  هرگز تشنه  نگردد» (يوحنا6 : 35).

4- پيامبران بعد از اتمام مأموريتشان براي خود  جانشين تعيين  کردند؛ ولي  مسيح گفت که   همواره  با  پيروانش خواهد بود.

 مسيح فرمود: « اينک من هر روزه تا انقضاي عالم همراه شما مي‌باشم» (متي28: 20).

5- پيامبران براي گسترشِ دين خود جنگيدند و به پيروانشان دستور جهاد در راه خدا دادند؛ ولي مسيح چنين کاري نکرد.

مسيح فرمود:«دشمنان خود را محبت نماييد» (متي5 : 44).«شمشير خود را غلاف کن؛ زيرا هرکه شمشير گيرد به شمشير هلاک گردد» (متي26: 52).

6- پيامبران از خود کتاب بر جا گذاشتند؛ ولي مسيح کلام زنده خداست و هيچ گونه کتابي ننوشت.

يوحناي رسول راجع به مسيح مي‌فرمايد: « آنچه از ابتدا بود و آنچه شنيده‌ايم و به چشم خود ديده، آنچه برآن نگريستيم و دستهاي ما لمس کرد درباره کلمه حيات» (اول يوحنا1: 1).

7- پيامبران با تکيه بر قدرت خداوند در مواردي معجزه کردند؛ ولي مسيح صاحبِ قدرت بود و بالقوه معجزه انجام مي‌داد.

مسيح فرمود: «  تمامي  قدرت در آسمان و بر زمين به من داده  شده  است  (متي28: 18). شاگردان در مورد مسيح  با  تعجب گفتند:« اين کيست که باد ودريا هم او را اطاعت مي‌کنند؟» (مرقس4 : 41).

8- پيامبران وعده پيامبر بعد از خودشان را دادند؛ ولي مسيح خودش ابتدا و انتهاست و بعد از او کسي ديگر نمي‌آيد.

مسيح فرمود: « من الف و يا ، و ابتدا و انتها ، و اول وآخر هستم » (مکاشفه يوحنا22: 13).

9- پيامبران براي نجات دادنِ مردم از گناه  نمردند ؛  ولي مسيح جانش را بر روي صليب فداي گناهکاران‌کرد  و در راه آنها قرباني شد.

مسيح فرمود:«من شبان نيکو هستم.شبان نيکو جان خود را در راه گوسفندان مي‌نهد… من جان خود را مي‌نهم تا آن را باز گيرم. کسي آن را از من نمي‌گيرد؛ بلکه من خود آن را مي‌نهم. قدرت دارم که آن را بنهم و قدرت دارم آن را  باز گيرم. اين حکم را  از  پدر خود  يافتم » (يوحنا10: 11 و 17-18).   پولس رسول  مي‌فرمايد: « مسيح بر حسب کتب در راه گناهان ما مُرد» (اول قرنتيان15: 3).

10- پيامبران به رحمت ايزدي پيوستند و در قبر دفن شدند؛ ولي قبر عيسي خالي است.

فرشته به زنان گفت: « مي‌دانم که عيساي  مصلوب  را مي‌طلبيد؛ در اين جا (در قبر) نيست؛ زيرا چنانکه گفته بود برخاسته است. (متي28: 5-6).

11- پيامبران به پيروان خود وعده ظهور مجدد ندادند؛ ولي مسيح وعده داد که باز خواهد گشت.

   مسيح فرمود: « باز مي‌آيم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جايي که من مي‌باشم شما نيز باشيد» (يوحنا14: 3). فرشتگان به شاگردان گفتند: « اي مردان جليلي، چرا ايستاده به سوي آسمان نگرانيد؟ همين عيسي که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد به همين طوري که او را به سوي آسمان روانه ديديد» ( اعمال رسولان 1: 11).

12- پيامبران مردم را داوري نخواهند کرد؛ ولي مسيح  مردم جهان را داوري خواهد نمود.

مسيح فرمود: « آمين، آمين به شما مي‌گويم که ساعتي مي‌آيد بلکه اکنون است که مردگان آواز پسر خدا را مي‌شنوند؛ و هر که بشنود زنده گردد. زيرا همچنان که پدر در خود حيات دارد، همچنين پسر را نيز عطا کرده است که در خود حيات داشته باشد. و بدو قدرت بخشيده است که داوري هم  بکند ، زيرا که پسر انسان است.واز اين تعجب مکنيد؛ زيرا ساعتي مي‌آيد که در آن جميع کساني که در قبور مي‌باشند،آواز اورا خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد؛ هرکه اعمال نيکوکرد براي قيامتِ حيات و هر که اعمال بد کرد به جهتِ قيامتِ داوري( يوحنا 5 : 23-28). 

و اما  يک  تفاوت  ديگر که  مربوط  به وضعيتِ  کنوني  شماست :

عيسي مسيح مي‌خواهد وارد قلب شما گردد و در آن ساکن شود. او با خود آرامش، شادي ، پاکي از گناه، پيروزي و کاميابي به ارمغان مي‌آورَد. کافي است که در قلب خود را باز کنيد و اجازه دهيد که او سلطانِ زندگي شما شود. 

لذات زودگذر دنيا نمي‌تواند احتياجات روحاني شما را برآورده سازد. پول چرک دست است؛ مي‌آيد و مي‌رود. شهوت و عياشي موجبِ عذاب وجدان و بي‌قراري مي‌شود. حتي مهاجرت به آمريکا يا به هر نقطه از جهان قادر نيست که ما را از زندانِ درون آزاد سازد. افسردگي در هر نقطه از جهان همان افسردگي است.

مشکل اصلي و اساسي ما عوض کردن کشور، خانه، ماشين، همسر، دوستان ، کليسا  يا  انجمن نيست. مشکل اصلي ما گناه است. گناه زندگي ما را خراب کرده  و مسيح قادر است که ما را از گناه آزاد سازد. اگر به مسيح ايمان بياوريد؛ در آن صورت شما نيز با ديگران فرق خواهيد داشت. امروز او را بپذيريد و اجازه دهيد شما را رستگار سازد. 

بیشتر بدانید

يوحنا 3 : 16

خداوند جهان را آنقدر محبت نمود که پسر يگانه خود را داد تا هر که به او ايمان آورد هلاک نگردد بلکه حيات جاودان يابد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *