زندگی پيروزمند با وجود تمام سختيها

اشتراک این پست

داشتن زندگی پيروزمند با وجود تمام سختيها و جفاها

من باورم بر این است که شما نباید به هیچ کسی که او را امتحان نکرده اید، اطمینان کنید. برخی باور دارند که امتحان شدن دلیل گناه کردن است، اینکه از ارادۀ خدا خارج شدی و در آزمون و جفا افتاده ای. این باور بسیار اشتباه و خطرناک است. گاهی اوقات فکر می کنیم زمانی که امور آنگونه که ما تصور می کنیم باید باشند، نیستند، پس حتما یک جایی از کار ما ایراد دارد یا در افراد دیگر ایراد وجود دارد. ممکن است گمان کنیم که کار درست انجام نمی دهیم، یا اینکه گناهکاریم. گاهی آزمون و چالش ها را با گناه مرتبط می دانیم. امروز می خواهم تصور شما را اصلاح کنم. این باور اصلا درست نیست. در چهار انجیل حتما خوانده اید که عیسی فرد نابینایی را ملاقات کرد، روایت بر این است که او از تولد نابینا بود. رهبران مذهبی باور داشتند که گناه باعث نابینایی او شده ات. وقتی عیسی مسیح وارد دهکده شد و آن مرد نابینا درخواست کمک کرد، عیسی نزد او رفت و موقعیت را بررسی کرد. یکی از این افراد مذهبی از او پرسید: آقا آیا نابینایی این مرد به دلیل گناهان والدین اوست؟ این سوال هنوز هم در جامعۀ ما در ذهن افراد هست.

خانه شما آتش می گیرد و شما یا اطرافیانتان اولین چیزی که در ذهنتان شکل می گیرد این است که چه کار اشتباهی انجام داده اید. گمان می کنید اگر کار خطایی نکرده باشید که خانه تان نباید می سوخت. پس باورتان این است که خانه ی سوخته شده نتیجۀ گناه شماست. فرزند شما قبل از تولد مُرد، از خودتان می پرسید چه کار اشتباهی انجام داده ام؟ احتمالا شوهرتان گناه کرده است. شاید ده یک خود را نداده اید. شاید خداوند شما را ترک کرده است. این تجربه ها برای افراد بسیار رایج است. عیسی به تمام این افکار پاسخ بی نظیری داد. او گفت که این مرد بخاطر گناه هیچ کسی نابینا نیست، این نابینایی برای جلال دادن به خداوند است. بهتر است واژۀ«جلال دادن» را کمی بسط دهیم. چون اگر نابینایی، آتش سوزی، فاجعه، اتفاقات منفی مرتبط با جلال دادن است، پس به من نابینایی بیشتری بده. اینجا یک تناقض وجود دارد.

واژۀ جلال معادل واژۀ «داکسا[1]»  هست. داکسا به معنی طبیعت و ذات یا وزن حقیقی یا سنگینی يک چيز   است. این نابینایی برای نشان دادن ذات و چگونگی خداوند است. برای شناخت خداوند لازم است که او را تجربه کرده و طبیعت حقیقی او را بشناسیم. شما زمانی متوجه می شوید که شخصی چقدر قدرتمند است که او سعی کند چیزی را بردارد. باید تست کنید که چه وزنه ای را می تواند بردارد. پس این تست، طبیعت و ذات حقیقی شما را نشان می دهد. اینکه آیا حقیقتا قوی هستید. پس آزموده شدن یک فعالیت شریرانه نیست. آزمون مرتبط با ایمان است. عیسی گفت خدا نشان داد که این مرد نمی تواند ببیند تا این لحظه! چون لازم است که به شما نشان دهم که قدرت خداوند چگونه است. نابینایی لازم است تا نشان دهم که خداوند می تواند نابینا را بینا کند. اینجا نه بینایی مهم است نه نابینایی، آنچه که اهمیت دارد این است که خداوند قادر به انجام این کار هست. پس قدرت خداوند در این آزمون ها نمایان می گردد. هشتاد درصد کتاب مقدس پر از دردسر و ناملایمات است. اما در عین حال کتاب مقدس سرشار از ایمان و نتیجۀ ایمان تحت فشار و جفاها است. بدون این آزمون ها، کتاب مقدس قطعا چیزی کم داشت. ابراهیم، موسی، مثلا موسی نمی توانست صحبت کند و تا آخر هم نتوانست. قاتل بود این هم یک دردسر. یعقوب و …. و این آزمون ها و سختی ها آنها را عالی کرده است. خدایی که خدمتش را می کنید شما را از مشکلات حفاظت نمی کند. او حقیقت شما را در مشکلات ثابت و عیان می کند تا عيار ايمان شما ديده شود.

اجازه دهید راجع به ارزش ایمان با شما صحبت کنم.

1-بیشترین قدرتی که شما دارید، ایمان شماست. می خواهم این حقیقت را به شما نشان دهم. اگر ایمان خود را از دست بدهید، بازنده خواهید بود. ایمان نه تنها بالاترین قدرت شماست، بلکه بزرگترین تهدید برای شریز نیز هست. تا زمانی که شما ایمان دارید، شریر پیروز نخواهد شد. ایمان شما، تنها حفاظ و نگهبان شماست.

2-ایمان باور و سرسپردگی شماست که در شما حس اعتماد ایجاد می کند. هنگامی که ایمان خود را از دست بدهید، هرگز مطمئن و بااعتماد نخواهد بود. پر از شک و سوال و تزلزل و ضعف خواهید شد. شما را زندگی نابود خواهد کرد. در حقیقت هنگامی که ایمان، باور و سرسپردگی خود را از دست بدهید، دلیلی برای زندگی نخواهید داشت.

3-ایمان شما توسط آزمون ها و چالش ها آشکار خواهد شد. از کجا بفهمیم ایمان داریم؟ باید که آزمونی باشد. به همین خاطر است که خداوند اغلب در پاسخ به دعاهای شما تعلل می کند. می خواهد ببیند زمانی که باید صبر کنید، ایمان شما چگونه خواهد بود. آیا در زمان انتظار نیز، اعتماد خواهید داشت؟ که ایمان شما به اندازه امتحان هایی که شما خواهید شد، قدرت دارد.

خدا برای اعتماد به شما، ایمان شما را از طریق این امتحان ها آزمایش می کند. خدا هرگز به چیزی که نیازموده، اعتماد نمی کند. حالا اگر این امتحان ها را منفی بدانید، خداوند هرگز به شما اعتماد نخواهد کرد.

این حمله ها، فشارها و حمله ها را چگونه می آزمایید. اینها لابراتوار خدا برای آزمودن شما به جهت اعتماد به شما هستند. بنظرمن بهترین مثال، خود عیسای مسیح است. از 12 سالگی ماموریتش را می دانست. تا 30 سالگی آمادۀ شروع ماموریتش نبود. خدا گفت حالا نه، می خواهم قبلش تو را آزمایش کنم. خدا او را داخل آب برد، بیرون آورد، اعتراف کرد که تو پسر دوست داشتنی من هستی اما هنوز هنوز آزمون تمام نشده. کتاب مقدس می گوید که روح القدس او را به بیابان برد تا آزموده شود. اینجا آزمون به معنی وسوسه است. در انتهای چهل شبانه روز آزمون، کتاب مقدس می گوید وقتی او آزمون را با وفقیت گذراند، کلام می گوید عیسی بیابان را ترک کرد و لبریز از روح القدس بود. خدا به شما روح القدس را در شروع آزموده شدن می دهد. اما بعد از آن تست شما را با روح القدس مسح کرده و به شما قدرت خاصی می بخشد. تا برای جنگ بعدی آماده باشید. بعد از این جشنی نيست که بگوييم پايان کار است بلکه باز هم آزمون در پس آزمون ادامه دارد. عیسی بعد از بیابان اولین کسی را که دید یک دیوزده بود. آزمون بعدی!

زندگی شهروندان پادشاهی خداوند، در اثبات ایمانشان است. اگر عیسی می بايست توسط پدر آزموده ميشد، شما فکر می کنید ما کی هستيم که نباید اینگونه باشیم؟؟؟؟

وقتی دعا میکنی که خدايا از من استفاده کن، خداوند شما را وارد بوته آزمایش خواهد کرد تا که مجهز گردید. خداوند هرگز از کسی که او را نیازموده استفاده نمی کند. هرچه در سختی و آزمایش های بیشتری باشید، ایمان شما بیشتر به اثبات خواهد رسید. در پایان آزمون، پاداش شما بسیار خواهد بود.

4-منبع ایمان شما، کیفیت ایمان شما را نمایان می سازد. منبع ایمان شما چیست؟ می دانید چرا ما از مردم ناامید می شویم؟؟؟ حالا می تواند همسر باشد، والدینمان باشد، همکارانمان، دوستانمان، چون ما به آنها در لحظه ایمان داریم. وقتی اونها عوض میشوند، ایمان ما هم عوض میشود. اگر ایمان شما از مردم و موقعیت ها منشا میگیره، بهتر است کیفیت ایمانتان را مورد تجدید نظر قرار دهید.

آنچیزی که به آن ایمان دارید، مقدار ایمان شما را نمایان می سازد. ایمان شما چقدر بزرگه؟ بستگی دارد که به چه چیزی ایمان دارید.

وقتی با کسی ازدواج میکنید آن ازدواج ایمان صددرصد است. آن عشق،ایمان است. چون ایمانمان را روی یک شخص بنا می کنیم، ایمان ما به نسبت ضعیف خواهد بود. چقدر باید به همسرتون ایمان داشته باشید؟ من میگویم هیچی، چون وقتی ایمانتان را روی شخصی بنا می کنید آنها سیستم ایمانی شما را کنترل می کنند.

اگر ایمانتان به خداوند باشد و خدا کسی باشد که به او تکیه می کنید که این رابطه را حفظ کند، هر اتفاقی بین شما و همسرتان بیفتد ایمان شما تغییر نمیکند.

شما باید خدا را بشناسید، چون هرچقدر بیشتر خدا را بشناسید، ایمان شما بیشتر خواهد شد.

-ایمان شما هم آنقدر ایمن است که چیزی که به آن ایمان دارید امنیت دارد. اگر به صندلی ای که روی آن نشسته اید ایمان داشته باشید، ممکن است بدون امتحان کردن روی آن بنشینید و شکسته باشد و بیفتید.

-ثبات ایمان شما به ثبات آنچه که به آن ایمان دارید بستگی دارد. دلیل اینکه لنگر کشتی و قایق را در شن های ساحل نمی اندازند این است که ثبات ندارد و با هر موجی می رود و متزلزل می گردد، پس به ماسه ها اعتماد ندارند.

می دانید که معجزات، اعمال موقت خداوند هستند. پس به معجزات اعتماد نکنید. یکی از ایرادهای بزرگی که در رابطۀ روحانیمان با خدا داریم، این است که خدا را با کارهایی که انجام می دهد، می سنجیم. پس اگر آنگونه که ما دعا کرده بودیم و می خواستیم خداوند پاسخ ندهد، میزان ایمان ما تغییر میکند.

به خودخدا اعتماد کنید، حتی به کارهای خدا نه. فقط خود خدا.

فریاد بزنید که ایمانم به خدا است.

ما فکر میکنیم اینجا هستیم تا هرروز هدیۀ کریسمس از خدا بگیریم. فراموش نکنید که در جنگ هستید. در جشنی باشکوه که همه چیز آن بی نقص است، نیستیم. شریر هنوز زمین را ترک نکرده است. دیوها هنوز از این سیاره نرفته اند.

  اول تیموتائوس  فصل  ۶  آیات 11 تا 13

  اما تو، ای مرد خدا، از همۀ اینها بگریز و نیکویی مطلق و خدا پرستی و ایمان و محبت و بردباری و ملایمت را پیشه خود ساز‌.   در مسابقۀ بزرگ ایمان تلاش کن و حیات جاودانی را به چنگ آور زیرا خدا تو را برای آن خوانده است و در حضور شاهدان بسیار به خوبی به ایمان خود اعتراف کردی‌.   در برابر خدایی که به همه چیز هستی می‌بخشد و در حضور مسیح عیسی که پیش «پنطیوس پیلاطس» اعترافی نیکو کرد تو را موظف می‌سازم.

به دنبال درستکاری باشید. رابطۀ صحیحی را با خدا برقرار سازید. شما در جنگ هستید، نبرد نیکوی ایمان!

جنگ شما حتی با شریر نیست. این نکتۀ مهمی است. فکر می کنید جنگ شما با شریر است؟ نبرد شما با باور و ایمانتان است.

شریر دشمن نهایی شما نیست. دشمن نهایی شما، شک است. شریر شما را به شک می اندازد. شما وقتی برکات را از دست بدهید، نمی بازید. شما وقتی می بازید که ایمانتان را از دست بدهید، چون ایمان شما همیشه برکات را دوباره به شما برخواهد گرداند.

شریر به همین خاطر تلاش می کند این ایمان را از شما بگیرد. پس نبرد نیکوی ایمان بکنید.

آیا مدام میگوییم چرا این اتفاقات می افتد؟؟؟ خدا می خواهد واکنش ایمانی ما را ببیند.

-اعتراف شما به ایمان، آزموده خواهد شد. هرگز در پادشاهی خداوند آنچیزی را که به آن باور ندارید و منظورتان نیست، نگویید. اکثرا سعی می کنند که ده فرمان را انجام دهند اما این را جا می اندازند که نباید بیهوده نام خداوند را ببرند. هر حرف شما باید حقیقت باشد. هرگز قسم نخورید. هرچیزی بیش از این از شریر است. هرگز در پادشاهی خداوند نگو شاید… شک نکن و با شک حرف نزن. حتی کلام شما نشانگر ایمانتان باشد.

بیشتر بدانید

يوحنا 3 : 16

خداوند جهان را آنقدر محبت نمود که پسر يگانه خود را داد تا هر که به او ايمان آورد هلاک نگردد بلکه حيات جاودان يابد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *