شکستن قدرت وسوسه گر

اشتراک این پست

مرور وسوسه های مسیح

متی 4 : 1 ؛ مرقس 1 : 12-13 ؛ لوقا 4 :1-2

پس بي درنگ روح وي را به بيابان مي برد. و مدّت چهل روز در صحرا بود و شيطان او را تجربه مي كرد. و با وحوش بسر مي برد و فرشتگان او را پرستاري مي نمودند. این نبرد نبردها بود و اوج نبرد سه گانه وسوسۀ عیسی.

این نبرد عظیم در کتب تاریخی دنیوی همچون یک جنگ بزرگ ثبت نشده است. کتب دنیوی اهمیت کمی به مسائل روحانی میدهند.اما هرچند کتب تاریخی توجه کمی مبزول داشته اند اما هنوز این نبرد بزرگترین جنگها در تاریخ است.

توجه ویژۀ ما در این فصل اوج نبرد سه گانه وسوسه های عیسی است.این وسوسه ها کل  شرارت را شامل میشد. کتاب مقدس توضیح میدهد ” شهوت جسم ، شهوت چشم و غرور زندگانی ” 1(یوحنا 2 :16). اوج یورش به عیسی در این سه ناحیه اصلی بود.وسوسۀ تبدیل سنگ به نان از ” شهوت جسم ” سخن میگوید. وسوسۀ ” کوه بلند ” ( متی 4 :8 ) در نمایش پادشاهی جهان صحبت از ” شهوت چشم ” دارد. و وسوسۀ پریدن از کنگرۀ هیکل سخن از  ” غرور زندگانی” دارد. این وسوسۀ سه گانۀ مسیح ، مبدا همۀ وسوسه ها را که از آنها تجربه می شویم را میشناساند.

کلام میگوید که این وسوسه نه اولین و نه آخرین وسوسۀ عیسی بوسیلۀ شیطان بود. در طی سی سال قبلی زندگی جسمانی اش،  شاید مسیح خیلی وسوسه شده است. بودن همچون خدا، او را از ادامۀ تجربه شدن معاف نکرد.” هیچ روزی نبود که مسیح مطیع وسوسه شود” (مورگان).

هنگامِ بررسی تجربه های عیسی ، این سوال بوجود می آید که آیا عیسی میتوانست گناه کند یا نمیتوانست. این اجتناب ناپذیر است که جویا شویم ، چطور عیسی بی گناه میتواند احساس واقعی مطیع بودن در وسوسه را داشته باشد. یک بحث داغ در اطراف این سوال در   Middle Age وجود داشت , بعضی این عقیده را داشتند که عیسی نمی توانست گناه کند (اعتقاد ما ) و بعضی میگویند که او می توانست. چیزی که بوضوح به چشم می  خورد اینست که او قدرتی برای گناه نکردن داشت ، قدرتی که بشر خیلی بیشتر نیازمند آن است scroggie)) . ما معتقدیم که مسیح یک انسان بود با تمام طبیعتی که هر یک از ما به عنوان انسان داریم  به استثنای اینکه او گناه نکرد. دیدگاه ما به این معنیست که درون عیسی هیچ تمایلی به انجام شرارت نبود. ” گناه او را جذب نمی کرد ” (Greene).مسیح هیچ اشتیاقی به  ناپاکی نداشت یا شهوتی درون او نبود که بخواهد به وسوسه پاسخ دهد. بنابراین ، وسوسه برای این نبود که ببینیم مسیح میتواند گناه کند بلکه برای این بود که ثابت کند او گناه نکرد.   ” این مثل تست اسید بر طلا بود که خلوص آنرا نسبت به آهن نشان میدهد” (Ironside). اینکه مسیح میتوانست گناه کند یا نمی توانست ، این درس اساسی در تجربه های مسیح را تغییر نخواهد داد که ما آنرا مطالعه خواهیم کرد.

این تجربه وسوسه بزرگ که عیسی درست بعد از تعمید داشت در همه سه انجیل خلاصه آمده است. انجیل یوحنا آنرا ثبت نکرده است، زیرا در مسیر آن انجیل قرار نداشت. مرقس خیلی خلاصه میکند، اما متی و لوقا این وسوسه را با جزییات بیان میکنند. متی و لوقا در ترتیب این وسوسه ها متفاوتند اما ضد و نقیض یکدیگر نیستند ، لوقا به ترتیب زمانی اشاره نمی کند . او به سادگی میگوید ” و” وقتی پیوسته این تجربۀ وسوسه ها را میگوید و متی از  ” سپس ” استفاده میکند (متی 4: 5و10و11) . لوقا ترتیب وسوسه ها را در محدودۀ سه گانه شرارت مینویسد که ما در زیر توضیح میدهیم. اما ما معتقدیم که ترتیب وسوسه های متی درست است، نه تنها به دلیل حرف ربط “سپس” بلکه به دلیل آخرین وسوسه که با سخن عیسی به شیطان تمام شد؛ دور شو (متی 4 :10). این است کلام آخر. هر چند دانستن نظم اینها در سود بردن از دروس تجربه های عیسی در کتاب مقدس ضروری نیست .

پس این تجربه ها که درست بعد از تعمید او شروع شد  را مرورمیکنیم ، ما شرکت کردن در وسوسه ، مکان وسوسه ، دورۀ وسوسه و هدف وسوسه را بررسی خواهیم کرد. و هر کدام از اینها را با جزییات مطالعه میکنیم.

مشارکت در  وسوسه

در اینجا ما به هر دو شرکت کننده در نبرد نبردها نگاه میکنیم. این شرکت کنندگان همانطور که کلام میگوید “عیسی” و”  شریر ” یا شیطان هستند .

عیسی

در معرفی وسوسۀ عیسی ، کتاب مقدس دو موقعیت مهم در مورد عیسی را مطرح میکند. که هر دو روح القدس را در بر میگیرد. اولین موقعیت ، عیسی “هدایت ” توسط روح القدس شده بود ( متی 4:1 ) و دومین موقعیت ، عیسی ” پر ” از روح القدس بود (لوقا 4 : 1 ). هر دو این هدایت و دینامیت روح القدس در زندگی مسیح وجود داشت. به عبارت دیگر مسیح روح القدس را دنبال میکرد و لبریز از روح القدس میشد. هر دوی این شرایط بسیار مهم اند نه تنها برای مسیح همچنین در زندگی ما.

او روح القدس را دنبال کرد. بعد از تعمید ، او مطیعانه روح القدس را در رفتن به بیابان ، جاییکه او با تجربۀ وسوسه روبرو می شد دنبال کرد. در اینجا اطاعت مسیح در معرفی تجربۀ وسوسه تاکید می شود. بر خلاف وضعیت بیشتر ما،  مسیح ، به دلیل سرپیچی نبود که برای تجربه به بیابان هدایت شد.

متی و لوقا گوشزد میکنند که مسیح بوسیلۀ روح القدس به سوی بیابان  “هدایت” شد تا توسط شریر آزموده شود( متی 4 : 1 ، لوقا 4 :1 ) درحالیکه مرقس متذکر میشود که روح القدس مسیح را به سوی بیابان “برد” تا توسط شیطان وسوسه شود(مرقس 1 :12 ). کلمۀ ” هدایت” صحبت از انتصاب روحانی و الهی می کند و کلمۀ “برد” صحبت از فوریت این انتصاب دارد. این وسوسه، برای مسیحی که از طرف خدا انتصاب شده بود بسیار مهم بود. او برای ما آزموده شد. بنابراین ما خلاصه میکنیم که  تجربۀ وسوسه دلیل نا اطاعتی نبود. مسیح به خاطر خارج شدن از اراده خدا و سرکشی در برابر کلام خدا وسوسه نشد. مسیح به خاطر یک انتصاب روحانی، تجربه شد. این یک روز برنامه ریزی شده توسط خدا بود که قدرت شیطان درهم بشکند. ” اعتقاد من اینست که اگر شیطان میتوانست فرار کند همان روز این کار را میکیرد. (G.Campbell Morgan)

همۀ اینها میگوید که بودن در راه اطاعت تو را از داشتن تجربه و وسوسه معاف نمی کند. اطاعت آن وسوسه های غیر ضروری را از زندگی بر خواهد داشت. اما همۀ آزمایشات و وسوسه ها را بر نخواهد داشت. خدا ما را انتصاب کرده با تجربیات وآزمونهایی به سود خودمان. بنابراین بودن تجربه در مسیر اطاعت به ما میگوید که تجربه شدن گناه نیست بلکه تسلیم شدن به وسوسه گناه است. و بودن در مسیر اطاعت به ما کمک  بزرگی میکند که ما تسلیم وسوسه نشویم در حالیکه  در نااطاعتی بودن ما را تشویق به تسلیم در برابر وسوسه میکند.

او پر از روح القدس بود. نه تنها مسیح روح القدس را هدایت میکرد بلکه انجیل لوقا گزارش میدهد که مسیح همچنین “پر از روح القدس”بود ( لوقا 4 :1) . هدایت شدن توسط روح القدس یعنی هدایت الهی؛ پر بودن از روح القدس یعنی دینامیک الهی. هدایت شدن توسط روح القدس یعنی اطاعت ؛ پر بودن از روح القدس یعنی قابلیت ؛ هدایت شدن توسط روح القدس یعنی تسلیم و رضا؛ پر بودن از روح القدس یعنی قوت ؛ هدایت شدن توسط روح القدس یعنی تن در دادن؛ پر بودن از روح القدس یعنی توانایی ؛ هدایت شدن توسط روح القدس یعنی نرم شدن در خدا؛  پر بودن از روح القدس یعنی داشتن قدرت خدا. مسیح از روح القدس پر بود پس قدرت مورد نیاز برای پیروزی درجنگ با سخت ترین و مکارترین دشمن را بدست آورد.

کلام، ایمانداران را تشویق میکند که با روح القدس پر شوند (افسسیان5 : 18 ). ما نیاز داریم برای زندگی موفق برای خدا ، از روح پر باشیم. چطور ما از روح القدس پر می شویم؟ جواب حداقل در سه مرحلۀ استغاثه، تسلیم و کلام است. اول استغاثه: ما از خدا تقاضای پر شدن میکنیم. ما مشتاقانه برای دینامیت الهی دعا می کنیم. دومی، تسلیم: ما کاملا” تسلیم ارادۀ خدا هستیم( که اجازه میدهیم روح القدس ما را در تمام نواحی زندگی مان هدایت کند.) سوم کتابمقدس: ما کلام را مطالعه میکنیم تا قلب و ذهنمان را پر کند با حقیقت خدایی که  “شمشیر روح است” (افسسیان 6 :17) و برای جنگ با شریر بسیار مهم است. تقاضا ، تسلیم و کلام به ما کمک میکند تا دینامیت الهی را بگیریم ،آن قدرت خدایی برای زندگی پیروزمندانه برای خدا را . این تنها راه برای پیروز شدن در نبردها و امتحانات و وسوسه هاست. این تنها راه خدمت کردن به خداست.

شیطان

مبارز دیگری که مقابل عیسی است  در کتاب مقدس به دو نام خوانده میشود. مرقس او را “شیطان” می نامد (مرقس 1 :13 ) در حالیکه متی و لوقا او را  “شریر” می نامند (متی 4:1 ؛ لوقا 4 : 2 ). از اینها به دشمن مسیح اشاره میشود، ما سه چیز مهم درباره دشمن جانمان را توضیح میدهیم. آنها، وجود داشتن او ، محدود بودن او و دشمن بودن او هستند.

وجود داشتن او .کتابمقدس به شیطان مانند توهم یک شخص تخیلی نمی پردازد. کتابمقدس او را همچون یک شخص واقعی توضیح میدهد. این حقیقت در به شمار آوردن  وسوسه در کتابمقدس که میگوید، ” عیسی توسط روح به بیابان هدایت شد تا توسط شریر آزموده شود” (متی 4 :1 )  تاکید می شود. “اگر کلام حقیقت است [ که مطمئنا” هست] ،  شیطان یک شخص شریر است و نه تنها یک اثر و طالع شریر ” ( Scroggie) . هرچند حیلۀ شیطان اینست که مردم وجود او را منکر شوند. این به او تسلط بیشتری در انجام شرارت میدهد. او بیشترین تاثیر را وقتی دارد که وجودش انکار میشود، انکار کردن شریر به او اجازه میدهد شرارت بیشتر و افزون اعمال کند. و کسی که او را منکر میشود کسی است که حداقل مقاومت را در برابر او دارد. وانگهی منکر شدن وجود شیطان بزرگترین توهین به عیسی مسیح است. که بزرگترین دلیل اینکه چرا شیطان می خواهد وجودش پنهان ماند را توضیح میدهد. در صحنۀ وسوسه یا شیطان وجود دارد یا عیسی مسیح یک شخص گناهکار است. در این باره دکتر Harry Ironside میگوید: ” امروزه کسانی هستند که وجود شیطان را منکر می شوند و همۀ شرارتی که هست را در قلب خود شخص می دانند ، میل به شرارت در خود شخص ، افکار خبیث خود شخص … انکار شخصیت شیطان، کفر گویی به خداوند عیسی مسیح است … به این معناست که او [مسیح] توسط افکار شریرانۀ خود وسوسه شد. بوسیلۀ خباثتی که در قلب خودش بود”. اگر شیطان یک شخصیت واقعی نباشد، ثبت وسوسۀ مسیح به راستی ، عیسی را محکوم می کند. اما کتاب مقدس وسوسه ها را برمی شمارد و عیسی را بوسیلۀ آشکار کردن اینکه شیطان یک شخص واقعی است جلال میدهد.

محدود بودن او. شیطان یا شریر یک شخص مفرد است در مقابل خیلی از دیوها که در روح شرارت سقوط کردند وانسانها را تصاحب کردند و توسط عیسی و رسولان اخراج شدند. متاسفانه ، KJV  همیشه محدودیت شریر را در کلام  تمیز نداده است ، خیلی وقتها کلمات یونانی دیو و دیوزدگی به شریر ترجمه شده است به جای  دیوها در KJV  .” شریر”  که به شیطان اشاره دارد در زبان یونانی همیشه تنها به شخص مشخصی اشاره میکند . تنها یک شریر و تعداد زیادی دیو وجود دارد.

شرارت او. شرارت شیطان بسیار عظیم است . شرارت او نه تنها در رفتار بلکه در معنی اسمش ( که به معنی ” دشمن ” هم در یونانی و هم در عبری) و مخصوصا” در معنی نام “شریر” در عهد جدید ( در زبان انگلیسی کلمه “شریر” تنها چهار بار در  KJV  آمده است و در عهد عتیق به صورت جمع آمده که به شیطان اشاره نمیکند). کلمه “شریر” از زبان یونانی به معنی ” متهم کننده ” و یک “تهمت زن ” آمده است (Vine). توضیح خدا  این است که نام  ” شریر”  یعنی “خبر چین، افترازن” و “شریر” در فعل این معنی را میدهد “کسی که نه تنها اتهام دروغ را در برابر کسی می آورد ، همچنین کسی که چیز راست را نسبت به شخص منتشر میکند . اما به صورت بدخواهانه ، موذیانه و با عداوت ” (Wuest). مسیح میگوید شیطان ” دروغگو و پدر دروغگویان ” است (یوحنا 8 :44). و زمانیکه شیطان در باغ عدن به شکل مار ظاهر شد ، کلام میگوید که شیطان از بقیه حیوانات زمین زیرکتر بود” (پیدایش 3 :1 ). مهارت و تباهی شیطان بسیار زیاد است ، و کسانی که اعمالی مانند او انجام می دهند اینرا آشکار میکنند که او پشت رفتارآنهاست. نامهای دیگری که شرارت او را نشان می دهد ” مار قدیمی ” (مکاشفه 12 :9 ) ، ” اژدهای بزرگ ” (Ibid ) ” رییس قدرتهای تاریکی ” ( افسسیان 2 :2 ) و ” وسوسه گر” (متی 4 :3 ) است .

مکان وسوسه

در کلام ، جایی که نبرد نبردها رخ داد – به جز وسوسۀ ” کنگره هیکل” (آیه 5) در اورشلیم و وسوسۀ “کوه بلند” (آیه 8) ، چون” بیابان ” توضیح داده میشود . جای بیابان مبهم است اما توافق سنتی از بیابان، شمال دریای مرده است. اما هرجا که بود بیابان بود، مکان وسوسه مطمئنا” جای خوب ، شاداب ، دلخواه و پارک خوش منظره ای  نبود. این بیابان  مکان متروکه ای بود . یک مکان خطرناک ، ویران و وقف شده.

مکان ویرانه

بیابان مطلقا” خالی از چیزهای خوب بود. آنجا لم یزرع و بی حاصل است. بیابانهای اطراف اریحا و دریای مرده شبیه آن هستند.آن پوشیده از شن ، سنگ و غارهای آهکی است. زندگی کردن در بیابان خیلی سخت است. کلام میگوید عیسی چهل روز بیابان را روزه بود (متی 4 :2 ). روزه گرفتن همیشه سخت است اما در این صحنه روزۀ چهل روزه نمی توانست سخت باشد چراکه غذای قابل حصول در بیابان به سختی بدست می آمد. آنچه دشوار بود ، روزه نبود بلکه زنده ماندن، بود. بیابان به عیسی هیچ کمکی در جنگ با شریر نمیکرد. مکان ویرانی که عیسی برای چهل روز به نبرد با شیطان میرود در تضاد است با باغ عدن ، جایی که شیطان به ادم و حوا هجوم برد. با اینحال عیسی در بدترین شرایط شیطان را مغلوب کرد درحالیکه آدم وحوا در بهترین شرایط توسط شیطان مغلوب شدند. این حقیقت پیروزی عیسی در بیابان و شکست آدم و حوا در باغ زیبای عدن  ” برای همیشه تعلیم دروغین که میگوید : همۀ انسانها برای دستیابی به نیکویی نیاز به محیط مناسب دارند را رسوا کرد. تاریخ اینرا تایید نمیکند. بهشت گمشده در باغ، بار دیگر در بیابان بدست آمد. با وجود شرایط خوب در باغ عدن آدم و حوا باختند؛ و با وجود همه شرایط که شیطان برانگیخت ، عیسی ایستاد”(Scroggie). این تولد تازه است که انسان نیاز دارد نه شرایط تازه. همۀ برنامه های دولتی انسانها را در مسکن های خوب قرار داده اما راه حل جنایات نبوده است. روح نامقدس میتواند بهترین مکان را به بیابان بیاورد و روح القدس میتواند جنگل را به بهترین مکان بیاورد.

مکان خطرناک

انجیل مرقس به ما میگوید که در این بیابان  عیسی ” با حیوانات وحشی بود” (مرقس 1 :13). کلمۀ یونانی که به ” وحوش” ترجمه شده در کلام ما به معنی “حیوانات خطرناک” آمده است (Strong). اشاره به حیوانات وحشی در بیابان تاکیدیست بر دشمنی موقعیت بیابان در مقابل عیسی. ویرانی بیابان به ما میگوید که هیچ چیز کمک رسانِ عیسی نبود. آن چهل روز و چهل شب که او در بیابان گذراند لذتبخش نبودند. اما همچنان ما در مطالعاتمان در مورد وسوسه خواهیم دید که اگرچه آن دل انگیز نبود اما پیروزمندانه بود.

این شرایط ” وحوش” در بیابان که عیسی تجربه کرد متفاوت با موقعیت طبیعت نبود، او در هر جهت از خدمتش جنگید. او به دنیایی آمد که دشمنش بود. انسانها مانند حیوانات وحشی عمل میکردند و سعی در نابودی مسیح داشتند.(برای مثال لوقا 4 :28-30 را ببینید). پولس میگوید که او با “وحوش” مبارزه کرده است.(“وحشی” تلویحی است. ) در افسسیان (1قرنتیان 15:32). پولس در افسس در معرض شورش شدید از طرف مردم بود، و… این اصطلاح قدیمی تمثیلی [وحوش] اغلب برای مبارزه با مرد خشمگین استفاده می شد (Charles Hodge).   ” حیوانات وحشی” همچنین دنیای اطراف ما را توصیف میکند که میخواهد مسیحیان را نابود کند.  ” حیوانات وحشیِ”  نسل بشر شدیدا” قوم خدا را اذیت میکنند. موقعیتی که ایمانداران در سراسر دنیا در آن زندگی میکنند بیشتر و بیشتر دشمن ایمانشان میشود. دنیای بی خدا بیشتر و بیشتر سرشت حیوانی پیدا میکند. نگذارید این ” حیوانات وحشی” ایمان شما را متوقف کنند همچنین مانند مسیح باشید  با یاد آوردن حقیقت و ایماندار به ارادۀ خدا در دشمنی ” حیوانات وحشی”.

مکان متروکه

یک مکان بیابانی اغلب متروکه نامیده میشود چون قائدتا” متروک  و ویران شده است. جای متروکه تاکید میکند که مسیح در بیابان کاملا” تنها بود. از اینرو بیابان یک جای خلوت و انزوا برای مسیح بود. انزوا جایی است که پیروزی یا به دست می آید یا از دست می رود. ما در نظر عموم آنچیز هستیم که در خلوت بوده ایم. ” ما باید همواره به یاد داشته باشیم که ما برای پیروزی یا شکستمان در جمع، در خلوت مهیا میشویم ” (Scroggie ). بنابراین آنهایی که میگویند زندگی خصوصی یک دولتمرد مهم نیست و زندگی اجتماعی مهم است افکار مضحکی دارند.

همۀ ما برای با خدا تنها بودن به انزوا نیاز داریم. اما شیطان هر مزیت که ما برای رشد روحانی باید در آن موقعیت داشته باشیم را می تواند شدیدا” آسیب روحانی بزند. پس انزوا برای رشد روحانی مفید و ضروری است. این همچنین میتواند جایی برای وسوسۀ بزرگ باشد.”  درنده ترین مبارزات ما اغلب در انزوا آزموده میشود”(Scroggie).

تنها بودن در بیابان همچنین این حقیقت را نشان می دهد که آنکه میخواهد ارادۀ خدا را انجا دهد اغلب تنها خواهد بود. شلوغی به او صدمه خواهد زد. بعد از اینکه ارمیای نبی گفت: نان خداوند را خورده بود ، او می گوید ” به تنهایی نشستم”( ارمیا 15 :17 ). آنانکه برای خدا و کلامش برانگیخته میشوند تنها خواهند نشست. عیسی هدایت روح القدس را دنبال کرد ، اما این سفرِ تنهایی بود. این یک راه باریک است ، نه راه وسیع و مردمی، اما راه حقیقت است (متی 7 :13-14).

مکان وقف شده

مسیح مطیعانه هدایت روح القدس را به سوی بیابان دنبال کرد. این وقف شدگی عظیم مسیح را به خصوص  در انجام اراده خدا نشان میدهد زیرا بیابان جای ویران ، متروک و انزوا بود که جسم را جذب نمی کرد. بودن در جای لوکس فداکاری دلخواه برای ارادۀ خدا را منعکس نمیکند. جسم دوست دارد در جای راحت باشد.

اگر شما دارید ارادۀ خدا را انجام می دهید، شما بی شک باید تکلیف بیابان را انجام دهید. آنجا جای راحت و دلنشین نیست، مزد خوبی در کار نیست، شما مردم پسند نخواهید بود و خطر (حیوانات درنده ) وجود خواهد داشت. واعظین مرتبا” در جستجوی کلیساهای خوب برای کشیشان هستند ، اما آنها دنبال کلیسا در بیابان نمیگردند. هرچند ارادۀ خداوند ، بسیاری از واعظین را به کلیساهای بیابانی خواهد فرستاد. این فداکاری عظیمی میطلبد که تسلیم تکلیف بیابان شد.کشمکش هایی که در بیابان هست خشن و سخت هستند. خدا همۀ آنرا میفهمد، هرچند که پاداش هماهنگ با نبرد است، نه هماهنگ با کمبود شهرت و مقام در تکلیف بیابان.

دورۀ وسوسه

سه انجیل گزارش نبرد بزرگ عیسی با شیطان را برمیشمارد. گزارش مهم و آموزندۀ جزئیات که به ما در مورد دورۀ زمانی که نبرد بزرگ رخ داد می گوید. از این جزییات ثبت شده در کتابمقدس ، ما می آموزیم که وسوسه یک زمان پرانتزی ، زمان قابل پیش بینی و زمان کشدار بود.

زمان پرانتزی

زمان تجربه وسوسه یک گسیختگی – پرانتز روحانی- در خدمت عیسی بود. این بخصوص در انجیل لوقا دیده می شود. لوقا می گوید درست بعد از تعمید عیسی،  او ” از اورشلیم برگشت “(لوقا 4 :1 ) اما آن با این سخن ادامه می یابد “او توسط روح القدس به بیابان هدایت شد” (Ibid) . این سخن که میگوید ” از اورشلیم برگشت” یک گسیختگی و وقفه را در کلام نشان می دهد ، چون مسیح در بیابان نبود بلکه به آنجا ” برگشت”. و تنها ” برگشت” مسیح از اورشلیم به جلیل بود. او از جلیل به اورشلیم آمده بود تا تعمید یابد(متی 3 :13 ). اما این تا بعد از تجربۀ وسوسه که گفته شد عیسی به جلیل”برگشت”  نبود (لوقا 4 : 14).  پس “برگشتی” که از اورشلیم شروع شد به سرعت به سفری به بیابان تبدیل شد تا با شریر مواجه شود. وسوسه یک وقفۀ زمانی بود. این یک پرانتز روحانی در زندگی مسیح بود. این پرانتز روحانی برای عیسی غیر عادی نبود و همچنین آنها اغلب در زندگی ما نیز دیده میشود.

البته نه وقفه ای در نقشه های خداوند؛ آنها اینطور به نظر میرسد که وقفه هایی در ذهن ما است که غالبا” برداشت خوبی از آن نداریم. خدا جلو آمد و جزییات زیادی درنقشه های ما قرار داد مانند آزمونها (که عیسی با آنها روبرو می شد، این وسوسه یک آزمون دردناک برای عیسی بود- عبرانیان 2 :18 را ببینید).اگر ما مطیع ارادۀ خدا نشویم ، وقتی این وقفه های او بیایند ما سرکشی خواهیم کرد. مسیح نمونۀ خوبی به ما می دهد که چطور به این وقفه های روحانی عکس العمل نشان داد که او بدون آه و ناله تسلیم این وقفه ها شد. بدین طریق در زندگی ، پیروزمندانه جنگید و آزمون او پذیرفته شد.

زمان قابل پیش بینی

وسوسه هر زمانی می تواند بیاید، اما زمانهایی هستند که آمدن وسوسه مخصوصا” قابل پیش بینی است. دو زمان قابل پیش بینی است که شخص میتواند منتظر وسوسه باشد ، این حقیقت در وسوسۀ عیسی دیده میشود. دو زمان یکی بعد از برکت و دیگری قبل از خدمت است. ویلیام گراهام (William Graham Scorggie) ، مرد بزرگ خدا در مورد این حقیقت می گوید ، ” وسوسه استاد انتخاب فرصتهاست ، و گرچه او ممکن است هر زمانی بیاید ، بی شک زمانهایی است که مطمئنا” خواهد آمد. بعد از فصل های مخصوص برکت مان و در آستانه هر کار مقدس، باید به طور خاص مراقب باشیم.”

بعد از برکت . ورود به بیابان و مصاف با شریر ، مسیح از یک تجربه پر برکت آمده بود، و این تعمید او توسط یحیی در اردن بود. دو کلمه در کتابمقدس تاکید میکند که زمان وسوسه درست بعد از تعمید بود. دو کلمۀ ” سپس ” (متی 4: 1 ) و “بی درنگ” ( مرقس 1 :12)؛ این کلمات به تعمید عیسی اشاره میکنند. تعمید تجربه بسیار پر برکتی برای عیسی بود. برکت تعمید می تواند در سه مورد جمع شود که فرو رفتن، کبوتر و اعلام میباشد. آنچه نشان داده میشود در این سه برکت مخصوص برای عیسی اینست که به کرّات  توسط وسوسه گر مورد حمله قرار میگیرد.

ابتدا ، فرورفتن. تعمیدِ ( فرو رفتن در آب ) مسیح در اردن، عمل اطاعت بود (” این ما را بشود” – متی 3 :15 ) و بنابراین برکت اطاعت آمد. اطاعت همیشه برکت خدا را جاری میسازد_ اما قابل پیش بینی که مبارزه شیطان را نیز خواهد آورد. هر کس که بیشتر خدا را اطاعت کند بیشتر مورد ضدیت شیطان خواهد بود. ” آنکه به دقت خدا را دنبال میکند شریر به دقت او را دنبال خواهد کرد” (Scroggie). مردم نامطیع صدمه ای به کار شیطان وارد نمی کنند ، اما آنان که مطیع خدا هستند بلی. بنابراین شیطان به دنبال مطیعان می رود؛ آنها بزرگترین مانع او هستند.

دوم، کبوتر. آمدن روح القدس بر مسیح و مسح و قوت بخشیدن او مورد توجه ماست. این برکتِ عظیمِ عطیۀ قدرت خدمت یکی دیگر از مشکلات واقعی شیطان است. پس ، قابل پیش بینی ، شیطان به آنکه مسح شده است حمله میکند. ” بعد از کبوتر شریر خواهد آمد” (Scroggie). ثروتمندان بیشتر مورد دستبرد دزدان قرار می گیرند. دزدان دریایی کشتی هایی که دارایی بیشتری دارند را مورد هدف قرار می دهند. آنانکه از لحاظ روحانی غنی تر هستند هدف مخصوص دزد بزرگ روحانی خواهند بود.

سوم ، اعلام. پایان برکت سه لایه برای مسیح که تجربه وسوسه را به همراه داشت ، شنیدن صدایی از آسمان بود که خدا فرمود، ” این است پسر محبوب من که از او خشنودم”(متی 3 : 17). این ستایش بزرگ از خدای پدر به خدای پسر بود. این براستی برکت بزرگی بود، هیچ برکتی بزرگتر از تمجید از سوی خداوند نیست. و ، قابل پیش بینی ،آنکه از سوی پدر تمجید میشود از سوی شریر تعقیب میشود. آنکه خدا تایید کند، شیطان حمله میکند. این بزرگترین دشمنی شیطان است برای همۀ کسانی که خدا آنها را بسیار گرامی می دارد. وقتی خدا شما را جلال می دهد، می توانید نفرت شیطان از خودتان را بشمارید. وقتی ما در راحتی مشارکت با خدا بوده ایم ، و خواست او به شفافی برایمان مکاشفه میشود، شیطان ما را تعقیب خواهد کرد” (Henry).

قبل از خدمت. تجربه بزرگ وسوسۀ مسیح در بیابان  تنها بعد از برکت نیامد، آن همچنین قبل از خدمت آمد. وسوسه درست قبل از شروع خدمت عظیم عمومی او آغاز شد. قابل پیش بینی ، شیطان ، برای متوقف کردن مسیح  قبل از اینکه خدمتش را شروع  کند حمله کرد. قبل از هر اقدام مقدس که شروع شود ، شیطان بهترین خود را انجام می دهد تا انرا فلج کند.اگر شیطان بتواند آنرا در شروع منهدم کند پیروزی بزرگی بدست آورده است. همۀ انگیزه شیطان در حملۀ زودهنگام  اهریمنی بود ، ولی استراتژی او الزاما” اهریمنی نیست. حمله به شروعِ آغاز هر چیزی بهترین راه برای متوقف ساختن آن است.اگر میخواهی چیزی را متوقف کنی ، استراتژی خوب اینست که در جنینی آنرا متوقف کنی تااینکه صبر کنی که کاملا” رشد کند. قوم خدا نیاز به تمرین و توجه به این قاعده مبارزۀ شیطان دارند. صبر کردن برای مبارزه با گناه تا  درخت رشد کامل کند خیلی سختر از زمانیست که آن تنها یک جوانه کوچک در باغچه است. شیطان مطمئنا” به شروع یک عمل مقدس حمله میکند. اغلب او خادمین جوان را حتی قبل از اینکه فارغ التحصیل شوند، فراری میدهد. برای بعضی دروغ ِ دام ازدواج های نا مقدس و غیر اخلاقی را قبل از خدمت میگستراند. برای دیگران ، او آنها در دام شریعت می اندازد  و  مرتد خواهند شد. و بقیه را از طریق دور کردن از موضوع اصلی بوسیلۀ جذب شدن به کارهای دیگر و خدمت برای داشتن دستمزد پر منفعت. و هر برنامۀ والا برای پیشبرد کار خداوند در کلیسا با مخالفت شیطان به وسیلۀ اعضای کلیسا که کار شیطان را در کلیسا انجام می دهند، مواجه میشود.

دانستن زمان احتمالی حملۀ شیطان نباید ما را دلسرد کند بلکه باید به ما در مهیا شدن و مقابلۀ بهتر در برابر این حملات، کمک کند. وقتی ما میدانیم که دشمن می آید، ما آمادگی برای روبرو شدن با آن را نادیده نمیگیریم.

زمان کشدار

” و به  مدت چهل روز شیطان او را تجربه نمود”(لوقا 4 :2 ). کلام اشاره میکند که شریر برای چهل روز به مسیح حمله کرد. بنابراین زمان وسوسه ، زمان کشدار است . کلمۀ ترجمه شده “وسوسه شد” در مرقس 1 :13 همچنین بر استمرار وسوسه  تاکید دارد ، در یونانی آن کلمه این است ”  یک وجه وصفی زمان حال از یک عمل ادامه دار صحبت میکند. شیطان خداوندمان را در طی چهل روز ، پیوسته وسوسه کرد . سه وسوسه … در پایان دورۀ چهل روزۀ وسوسه، تنها حاکی از شدت مضاعف [اوج] وسوسه است درنتیجه  دورۀ وسوسه تمام شد.” (Wuest).

بنابراین این سه وسوسه، تنها وسوسه ها نبودند. اسکروج میگوید ، ” اگر به پیوستگی وسوسه در اناجیل دقت نکنیم دچار یکی از این دو اشتباه میشویم : تصور اینکه این سه وسوسه کل چهل روز را پوشش میدهد؛ یا که عیسی تنها در چهلمین روز وسوسه شد. هر دوی این برداشتها مغایر با حقیقت هستند. حقیقتی که وسوسۀ ثبت شده در چهلمین روز بود ، اما عیسی در طی سی و نه روز قبل  نیز وسوسه شد….همین قدر آرامش در این داستان نوشته شده از آنکه نوشته نشد، تا خداوند مجسم شده خود را ببینیم ، و به ما نشان داد چگونه میشود ، نه تنها در روزهای بزرگ و خاص بلکه در سراسر زندگی مسیحیمان غلبه کرد “.

سی و نه روز وسوسه بوسیلۀ شیطان طرح ریزی شده بود تا برای ضربه بزرگ چهلمین روز کاملا” خسته باشد. اما به جای آن، از این سی و نه روز میتوان برای قوی شدن شخص برای حملۀ بزرگتر سود جست. هر بار که ما وسوسه را مغلوب میکنیم ، در غلبه بر وسوسه قویتر رشد میکنیم. اگر می خواهی بر وسوسه های بزرگی که می آید پیروز شوی ، تو باید بر وسوسه های کوچک پیروزی داشته باشی. اگر تو نتوانی بر حملات کوچک در طی این روزهای متوسط پیروز شوی ، نمیتوانی بر حملات در روزهای خاص غلبه یابی. “او که در چیزهای کوچک امین است در چیزهای بزرگتر نیز امین است ، و آنکه در کم خائن بود در بسیار نیز خائن است ” (لوقا 16: 10) یک اصل است.

مقصود و هدف وسوسه

تجربۀ بزرگ وسوسۀ عیسی مسیح دو هدف داشت. یکی هدف الهی و یکی هدف شیطانی. همچنین امتحان و وسوسه های ما نیز دو هدف را دارند. ملکوت در آنها هدفی دارد اما جهنم نیز عمل میکند. خدا در هر امتحان و وسوسه ای که ما تجربه میکنیم ، یک طرح عالی و مقدس دارد ، اما شیطان هیچ طرحی ندارد مگر شرارت. به جزییات هر دو این اهداف وسوسه نگاه کنید ، ما اول هدف الهی و بعد اهریمنی را بررسی میکنیم.

هدف الهی

حداقل چهار قسمت در هدف آسمانی در تجربه وسوسۀ بزرگ مسیح وجود دارد. این چهار قسمت ، تعالی بخشیدن و جلال مسیح ، آماده ساختن مسیح ، تربیت کردن انسان ، و در مواجه با شیطان قرار دادن، هستند.جلال مسیح. جلال مسیح اولین نقشۀ خدای قادر مطلق است.  از اين جهت خدا نيز او را بغايت سرافراز نمود ” (فیلیپیان 2 :9 ) شهادت پولس در مورد اولین هدف الهی خدا است . هزاره زمانیست که مسیح چون ” شاه شاهان و رب الارباب ” جلال داده میشود ( مکاشفه 19 : 16 ) و ” اورشلیم جدید ” ابدی (مکاشفه 21 :2 ) جایی است که مسیح جلال داده خواهد شد. “جلال خدا آن را منوّر مي سازد” (مکاشفه 21 :23 )و بنابراین “و شهر احتياج ندارد كه آفتاب يا ماه آن را روشنايي دهد” (lbid) . اوج جلال عظیم مسیح قبل از انسانها توسط خدا خواهد بود. با جلال مسیح بودن، همچنین هدف مهم االهی است ، ما باید استنتاج کنیم که این تجربۀ وسوسۀ بزرگ که مسیح توسط روح القدس هدایت شد  او را جلال داد.   چطور وسوسه مسیح را جلال داد؟ آن خلوص و قوت او را جلال داد. مسیح در شخصیت خالص و در غلبه قدرتمند شد! اول خلوص شخصیت مسیح . وسوسه مسیح را در نابی شخصیتش نشان دادن. چیزهای کمی آنقدر خلوص شخصیت فرد را تعالی میبخشد. دنیا ، البته به ندرت کسی را به خاطر شخصیت والا تعالی میبخشد ؛ اما خدا این را انجام می دهد. و هیچ جلالی بالاتر از آنچه از خدا می رسد نیست. خلوص شخصیت مسیح در حقیقتی که هرگز در برابر خواهش شیطان سر فرود نیاورد و شرارتی مرتکب نشد و کاملا” شریر را رد کرد، دیده میشود. هیچ کس لکه ای از شریر در این صحنۀ وسوسه  در مسیح پیدا نمیکند ، او در کم زورترین زمان در این وسوسه فاسد نشده بود. عدم پذیرش مسیح برای تسلیم به وسوسۀ شیطان در هر روش، شخصیت مسیح را به طور عظیمی تعالی بخشید و به ما نشان داد که مسیح می تواند جانشین (فدیه) ما شود و به جای ما بر صلیب جلجتا بمیرد. اگر مسیح گناه کرده بود تنها میتوانست به عوض گناهان خودش بمیرد نه به جای ما. تنها یک فرد بی گناه میتواند به عوض ما باشد، و مسیح در صحنۀ وسوسه، بی گناهیش را ثابت کرد.   دوم، قدرت مسیح. مسیح برندۀ بزرگ در مقابل شریر بود. هیچکس به طور کامل آنطور که مسیح شریر را مغلوب کرد غلبه نیافته است. مسیح در نبرد با شریر کاملا” شکست ناپذیر بود. شیطان بهترین تیرهایش را برای مسیح بکار برد اما مسیح همۀ آنها را مغلوب  کرد .شیطان خیلی قدرت داشت اما مسیح قدرتمند تر بود. در جنگ، شریر حتی یک موفقیت هم بدست نیاورد و مسیح او را کاملا” مغلوب کرد. در تمام وسوسه ها مسیح حتی یک ذره تسلیم گناه نشد. وسوسه به دیوار محکم مقاومت ِ مسیح برخورد کرد. پیروزی بر وسوسه قدرت بالای  مسیح را بر شریر نشان داد. از سوی دیگر،این قدرت عظیم بوسیلۀ این حقیقت تاکید شده که بیشتر وسوسه های مسیح در بیابان بود جاییکه او ضعف بزرگی در جسم داشت. وضعیت مسیح میگوید که مسیح در ضعیفترین حالتش، شیطان را در قویتری حالتش شکست داد. چقدر قدرت مسیح عالی است که حتی درحالی که او در ضعیفترین وضعیتش بود ، هنوز میتواند به شیطان شکست جانانه ای دهد.   مجهز بودن مسیح. کلام به ما میگوید که “زيرا كه چون خود عذاب كشيده، تجربه ديد استطاعت دارد كه تجربه شدگان را اعانت فرمايد.” (عبرانیان 2 :18 ). این وسوسه به تجهیز عیسی برای یاری رساندن به ما کمک میکند. ” برای اینکه  عیسی کاملا” وسوسۀ ما را درک کند، او باید یک بدن ، همچون بدن طبیعی ما میگرفت و در آن بدن آزموده میشد” (Greene). و اسکروجی میگوید، “این یک راز حیرت آور است برای باهوشترین مردم دنیا. اما این باید تصدیق میشد که وسوسه یک عامل اصلی در تجربۀ انسانی است. و بنابراین خداوندمان ، با تجسم خود ، خود را در تجربه فروتن کرد… سوای گناه. این تنها از طریق مشارکت در وسوسه های ما صورت گرفت که او قادر است ما را مدد رساند.”.   تاکید در عبرانیان  2 : 18 می رساند که تنها رنج ناشی از وسوسه است که مخصوصا” به مسیح کمک میکند تا دیگران را مدد رساند. درد و رنج به شخص کمک میکند تا به کسی که همان رنج را دارد کمک کند. پولس در این رابطه میگوید، ” كه ما را در هر تنگي ما تسلّي مي دهد تا ما بتوانيم ديگران را در هر مصيبتي كه باشد تسلّي نماييم، به آن تسلّي كه خود از خدا يافته ايم. ” (2 قرنتیان 1 :4 ). رنج تجربه وسوسه برای مسیح ، رنج شخصیت قدوس او بود تا آنهایی که نامقدس اند را تسلی بخشد. برای یک فرد مقدس وسوسۀ گناه بزرگترین درد است. گناه برای کسی که همچون مسیح مقدس است مطلقا” منزجر کننده است. ناپاکی، از پاکی مطلقا” منزجر است. این قاعده در کلام یافت شده است که میگوید “مرد ظالم نزد عادلان مكروه است، و هر كه در طريق، مستقيم است نزد شريران مكروه مي باشد” ( امثال 29 : 27 ). هیچکس نمیتواند چنین رنجی ببرد ، اینقدر برنده ، اینقدر دردناک و اینقدر بزرگ در مواجهه با شریر که مسیح برد . او توانست زیرا مسیح مقدس بود. هرقدر قدوسیت بیشتر باشد ، درد از تجربۀ گناه بیشتراست. بدیهی است در روزگار ما که جامعه چندان قدوس نیست ، زشتیهای شریر، توسط جامعه  مدارا یا حتی ترویج داده میشود. حتی اصول بنیادی که اعتقادات کتابمقدسی میگوییم، کلیساها به درد کم و مخالفت اندک نسبت به گناه گواهی میدهد. اما مسیح داستان دیگری دارد. ” به دلیل اینکه او بی گناه و پاک بود ، در برابر وسوسه ها که به سمتش آمد بی نهایت زجر کشید”. اما این ، به او در مهیا شدن  برای کمک بهتر به دیگران که در آزمون و وسوسه هستند مدد میرساند.   تربیت نوع بشر. وسوسۀ مسیح بزرگترین درس را در اختیار بشر گذاشت که چطور وسوسه را مغلوب کند. روشهای استفاده شده بوسیلۀ مسیح در رد کردن تقاضای شرارت شیطان به انسان تعلیم می دهد که چطور شریر را مغلوب کند. پس آیا مسیح میتوانست گناه کند یا نمی توانست ، چیزی را در روش مغلوب کردن وسوسه عوض نمیکند. آنانکه میتوانند گناه کنند یا نه روش مناسب مغلوب کردن وسوسه را استفاده می کنند.   روشهای غلبه بر وسوسه در فصلهای بعدی به تفصیل خواهد آمد. الان همین بس که بگوییم مسیح نشان داد که روش اولیه غلبه بر شیطان کلام خداست. مسیح از سه قسمت از کتاب تثنیه در کتاب مقدس برای متوقف کردن شیطان استفاده کرد.چگونگی این ، عظمتِ قدرت کلام خدا را در شکست دادن شریر تاکید می کند. تلاشهای عجیب شیطان (و موفقیتهای بزرگ در خیلی موارد) کلام خدا را در کلیساها و زندگی مان تایید نمیکند.   افشا کردن شیطان. صحنۀ وسوسه مسیح و شیطان واقعا” متدهای شیطان را رو میکند. این یک افشاگری است که چطور شریر قدیمی کار میکند. دانستن اینکه شیطان چطور عمل میکند یک پیشرفت بزرگ در شکست دادن اوست. در میان ثبت وسوسۀ مسیح توسط شیطان ، خدا به ما کمک بزرگی، در نشان دادن اینکه فرزندان شیطان چگونه کار میکنند داده بود. بنابراین، وسوسۀ مسیح نیاز به مطالعۀ دقیق دارد که ما بدانیم چگونه شیطان ما را وسوسه میکند و پیشرفتی بزرگ در شکست او بدست بیاوریم. پولس رسول میگوید : ” تا شيطان بر ما برتري نيابد، زيرا كه از مكايد او بي خبر نيستيم” (2 قرنتیان 2 : 11) . پولس از وسوسه های شیطان بی خبر نبود ولی خیلی از ما هستیم چون کلام خدا را به خوبی نمی دانیم.

هدف شیطانی

شیطان یک قصد اصلی در همۀ وسوسها دارد و آن مخالفت با خداست. این در معنای کلمه ” شیطان”  در هر دو زبان یونانی و عبری گنجانده شده است به معنی ” خصم – دشمن ” همانطور که قبلا” گفته شد. این هدفِ مخالفت، خیلی قبلتر در باغ عدن برابر آدم آشکار شده بود. خدا به آدم و حوا در بارۀ رفتارشان تعلیم داده بود. و شیطان آمد و بوسیلۀ وسوسه آدم و حوا به حرکت بر خلاف ارادۀ خدا در زندگی شان با تعلیم آنها مخالفت کرد. هدف مشابه در وسوسه ای که مسیح توسط شیطان تجربه کرد آشکار شده است ، تا مسیح به سوی خلاف ارادۀ خدا حرکت کند.

خدا میخواهد ما مقدس باشیم؛ شیطان میخواهد ما نا مقدس باشیم.خدا میخواهد او را اطاعت کنیم؛ شیطان میخواهد خدا را اطاعت نکنیم. خدا میخواهد ما در روح قوی باشیم؛ شیطان میخواهد ما در روح ضعیف باشیم. خدا میخواهد کارهایش تجلی یابد شیطان میخواهد کارهای خدا خراب شود. التماس شیطان به مسیح مخصوصا” ، تلاش برای مخالفت با کار انجیل بوسیلۀ سرپیچی مسیح از خدا بود تا نقشه ای که خدا برای نجات آدمیان داشت خراب شود. شیطان میخواست ” عیسی را با گناه مقابل خدا قرار دهد ، و او را به شکل قربانی بسیارضیف برای گناهان بشر ارائه دهد” (Henry). شیطان علاقمند نجات روح ها نیست. شیطان علاقه مند تمجید عیسی نیست. شیطان نمی خواهد کار خدا موفق شود. وسوسه های او، این هدف شیطانی او را منعکس میکند.

وقتی ما برای بدی وسوسه میشویم ، نیاز به یادآوری جلال خدا داریم و کارهای خدا که پیچیده است. گردن نهادن به وسوسه ما را در قلمرو شیطان می آورد و به این دلیل ما مخالف خدا می شویم.

بیشتر بدانید

يوحنا 3 : 16

خداوند جهان را آنقدر محبت نمود که پسر يگانه خود را داد تا هر که به او ايمان آورد هلاک نگردد بلکه حيات جاودان يابد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *