قلب ايماندار

اشتراک این پست

فصل اول قلب استوار و قلب نگران

فصل دوم هفت مکاشفه مهم که هر ايمانداری بايد آنها را بداند

فصل سوم استوار کردن قلب تان از طريق تفکر در کلام خدا

فصل چهارم روی کلام خدا ايستادن

فصل اول

قلب استوار و قلب نگران

هللويا! خوشا بحال کسی که از خداوند می ترسد و در وصايای او بسيار رغبت دارد. ذريتش در زمين زورآور

خواهند بود. طبقه راستان مبارک خواهند شد. توانگری و دولت در خانه او خواهد بود وعدالتش تا به ابد پايدار

است. نور برای راستان در تاريکی طلوع می کند. او کريم و عادل است. فرخنده است شخصی که رئوف و قرض

دهنده باشد. او کارهای خود را به انصاف استوار می دارد. زيرا که تا به ابد جنبش نخواهد خورد. مرد عادل تا به

ابد مذکور خواهد بود. از خبر بد نخواهد ترسيد. دل او پايدار است و برخداوند توکل دارد. دل او استوار است و

( نخواهد ترسيد تا آرزوی خويش را بر دشمنان خود بيند. (کتاب مزامير فصل ١١٢ آيات ١ تا ٨

آياتی که ما بطور مخصوصی می خواهيم در مطالعه اين کتاب از آنها استفاده کنيم در آيات شماره ٧و ٨ يافت می

شوند. بيائيد دوباره به اين آيات نگاهی بيندازيم. من می خواهم اينجا با دقت بيشتری توجه کنيد که مزامير چه می

گويد. از خبرهای بد نخواهد ترسيد: دل او پايدار است و بر خداوند توکل دارد. دل او استوار است و نخواهد ترسيد

تا آرزوی خويش را بر دشمنان خود ببيند.

مزامير فصل ١١٢ شخصی را توصيف می کند که دلش در کلام خدا استوار است.او از خبرهای بد نمی ترسد.

او با شواهد ضد و نقيض جنبش و لغزش نمی يابد و با فشارها و سختی های اين دنيا جنبش نمی خورد. قلبش

استوار است و به خدا اعتماد دارد.

امروزه در زمانی زندگی می کنيم که پر است از مواقعی که ما نگران و آشفته می شويم، می ترسيم و يا به سادگی

با خبرهای بد قلبمان می لرزد. خبرهای راديوئی و تلويزيونی نيز همچنان از اين مسائل پر است. تو می توانی به

نگرانی ها و مشکلات اين دنيا نگاه کنی و يا به خبرهای بد گوش کنی و راجع به آنها با افراد ديگر صحبت کنی؛

اما توجه داشته باش که تو با اين کار فقط کار شيطان را بزرگتر جلوه می دهی و او را جلال می بخشی.

( کتاب مقدس می گويد: جائی که گناه زياد گشت، فيض بی نهايت افزون گرديد ( کتاب روميان فصل ۵ آيه ٢٠

امروزه، ما در موقعيت عالی هستيم.

تو بايد يک حقيقت بسيار مهم را درک کنی که: شخص ايماندار امروزه می تواند در ميان تمام مشکلات و

فشارهای اين دنيا زندگی کند بدون اينکه بلرزد. تو می توانی با قلبی استوار در خداوند زندگی کنی و بر خداوند

توکل نمائی و نترسی از هر چيزی که شيطان می خواهد بر زمين کرده شود.

آيه ششم کتاب مزامير در فصل ١١٢ می گويد، زيرا که تا به ابد جنبش نخواهد خورد. آيا در مدت شش ماه گذشته

زندگی مسيحانه ات اين اعتراف تو بوده است؟ آيه ٧ می گويد، او از خبرهای بد نخواهد ترسيد. آيا می توانی اعلام

نمائی در طی شش ماه گذشته زندگی مسيحانه ات از خبرهای بد ترسيده ای؟ اگر تو نمی توانی چنين اعلامی کنی،

پس نشان می دهد که دلت در خداوند استوار نيست. اگر تو با اتفاقاتی که در دنيا می افتد نگران می شوی، اگر تو

می ترسی و يا قلبت می لرزد و يا نسبت به موقعيت کنونی دنيا بی ثبات و ناپايدار هستی پس مطمئن باش که دلت

در خداوند استوار نيست. من با اشاره کردن به اين نکته منظورم اين نبود که تو را محکوم کنم.

قصد و منظورم اين است که فکرهای تو را تصحيح کنم و اين مسائل را به توجه تو آورم تا بتوانی در موردش

کاری انجام دهی.

اگر تو می خواهی مثل شخصی که در کتاب مزامير فصل ١١٢ توصيف کرده شد باشی، پس تو بايد به مرحله ای

برسی که با هيچ چيز لغزش نخوری. نه با چيزهائی که می شنوی و نه با چيزهايی که می بينی و يا احساس می

کنی. دل استوار در کلام زنده خداوند ساکن شده و بر آن توکل دارد. دل استوار و محکم می داند که در هر

شرايطی فقط حضور خدا کافی است و خدا احتياجات او را برآورده خواهد کرد بر حسب دولت خويش در جلال

عيسی مسيح.

من متقاعد هستم که اين قصد و هدف خدای پدر است برای هر شخص ايمانداری.

قلب استوار به خدا توکل دارد و به او اعتماد می کند. اگر تو می خواهی به خدا اعتماد داشته باشی پس بايد به کلام

او نيز اعتماد کنی زيرا که خدا و کلام او هر دو يکی هستند. به غير از کلام خدا راه ديگری نيست که تو بتوانی

قلبت را بوسيله آن استوار و پابرجا کنی. فقط نياز به کلام خدا است که کار را به اتمام می رساند.

ما خوانده ايم که نويسنده کتاب مزامير در مورد قلب استوار چه می گويد. حال ببينيم عيسی چه تعليمی داده در

کتاب متی فصل ٢۴ ، عيسی به شاگردانش در مورد نشانه های بازگشتش و آخر دنيا تعليم می دهد. من بايد تو را

نسبت به موضوعی آگاه کنم و آن اين است که اين آيات را با ديدگاه مذهب نخوان. چرا که اگر اين کار را کنی

چيزی که روح خدا به عيسی دستور می دهد را از دست می دهد و متوجه نمی شوی. اگر تو اين آيات را با ديد

مذهب بخوانی فقط مشکلات و سختی های آن را خواهی ديد و فکر می کنی که ما در اين دنيا هستيم برای دردسر

کشيدن و نفرين شدن و در هلاکت و نابودی زندگی کردن. چيزهايی را که عيسی در اينجا به آنها اشاره می کند

برای انسان ها تکان دهنده است. اين صحبت ها کمی قلب را می ترساند. اگر چه، شما بايد در نظر داشته باشيد که

عيسی هميشه در مورد خبرهای خوب صحبت می کند و نه بد. کتاب مقدس به ما می گويد که عيسی پايه گذارد و

تمام کننده ايمان است، نه ترس ( کتاب عبرانيان فصل ١٢ آيه ٢ ). در هر موعظه ای که عيسی صحبت می کرد

مسح روح القدس بر او بود و برنامه ريزی شده بود برای آفريدن و دميدن ايمان در مرکز قلب ها. حال ببينيم

عيسی چه تعليمی داد. در کتاب متی فصل ٢۴ ، می گويد که حتی در وسط بدترين حملات شيطان، ما نبايد نگران

و آشفته شويم ما بايد ماورای نيازمندی ها و سختی های اين دنيا زندگی کنيم.

ما بايد قلب هايمان استوار باشد، از مکايد شيطانی نترسيم؛ و ما بايد در کارهای خدا پيشرفت و حرکت کنيم. توجه

نمائيد به کلام عيسی در کتاب متی فصل ٢۴ آيه ۴ . شاگردان او از او سئوالی منطقی کردند: علامت فرا رسيدن

آخر دنيا چيست؟

اولين پاسخش اين بود: هشيار باشيد تا کسی شما را گمراه نکند. چرا او چنين حرفی را اول زد؟ برای اينکه درک

کرده بود در ميان نشانه های بازگشت او و انقضای عالم، بسياری موعظه وجود خواهد داشت که آنها از انجيل

نيستند اين وظيفه هر شخص ايمانداری است که تشخيص دهد فرق بين حقيقت انجيل و تعليمات اشتباه را.

عطايای پنجگانه داده شده است تا کلام موعظه شود به منظور به کمال رسيدن مقدسين ( که بدن مسيح می باشند )

١٢ .خادم خدا نمی تواند تو را به کمال رساند؛ تنها کاری که می تواند کند موعظه – افسسيان فصل ۴ آيات ١١

کردن کلام است. اين به تو بستگی دارد و خواست شخصی خود ايماندار است که به آن حد کمال داده طرز عمل

کرد تو نسبت به کلام، کمال را در زندگی ات خواهد آورد.

مسئله ديگری که می خواهم شما توجه کنيد فصل ٢۴ آيه ۶ کتاب متی است. جنگ ها و اخبار جنگی را خواهيد

شنيد، هشيار باشيد که مظطرب و نگران نشويد….

عيسی ليستی تهيه کرده از مسائلی که بايد قبل از بازگشتش اتفاق افتد – جنگ و خبرهای جنگ، قومی با قومی

ديگر مقاومت می کند، قحطی ها، وباها و زلزله ها اتفاق می افتند. در ميان تمام اين اتفاقات عيسی جمله ای را

بيان می کند: شما نگران و مضطرب نشويد. عيسی کلمات بيهوده نمی گفت. هر آنچه می گفت مسح خدا بر آن بود

و روح القدس در آن دميده شده بود. اگر او می گويد، شما نگران نباشيد پس بايد راهی برای ما وجود داشته باشد

که در ميان تمام اين مشکلات زندگی کنيم و نگرانی هم نداشته باشيم. توجه کنيد به آيه ١۴ . و به اين ثبات ملکوت

در تمام عالم موعظه خواهد شد با بر جميع امت ها شهادتی شود آنگاه انتها خواهد رسيد. معنی لغت انجيل يعنی

خبر خوش. عيسی می گويد که حتی در ميان تمام خبرهای بد و زمانهای سخت يک نفر خواهد ايستاد و خبر خوش

انجيل را اعلام خواهد کرد. خبر خوش در شرايط سخت چه چيزی می تواند باشد؟ آن خبر خوش اين است که

راهی برای بيرون رفتن از اين شرايط سخت وجود دارد که خدا منشأ فراهم آوردن است، که او همه احتياجات ما

را رفع خواهد کرد بر حسب دولت خويش در جلال مسيح.

شاهدان خبر خوش را موعظه خواهند کرد. وقتی خبر خوش انجيل را تا جائی که ممکن است موعظه کنيم آن وقت

زمان آخر فرا می رسد.

در حال حاضر برای زندگی روی زمين تنها يک راه وجود دارد بدون اينکه بترسيم و يا بلغزيم. و آن راه اين است

که تو از کلام خدا پر شوی و استوار و پابرجا شوی و بر خدا اعتماد کنی تا هرگز لغزش نخوری. پولس رسول

بهترين نمونه شخصی است که قلبش در خدا استوار بود. نوشته اش در فصل ٨ کتاب روميان هر آنچه نويسنده

مزامير و عيسی گفته اند را تأييد می کند.

٣٩ اعتراف يک ايماندار است که قلبش در کلام خدا استوار شده است. پولس – در روميان فصل ٨ آيات ٣١

زمانی که اين را نوشت، شخصا از سختی ها و مشکلات بسياری عبور کرده بود. چرا؟ زيرا مکاشفات فراوانی

دريافت کرده بود. عيسی در فصل ۴ کتاب مرقس تعليم داد که وقتی دانه کلام در قلب تو کاشته شد، شيطان فورا

می آيد که آن را بيرون آورد. پولس برای شيطان خطرناک بود چون پولس از مکاشفه عهد جديد که عيسی به او

داده بود پر بود. شيطان از هر راهی سعی می کرد پولس را در کارش متوقف کند ولی پولس رسول تسليم نشد؛ او

محکم ايستاد! او ثابت کرد که آن مکاشفات موثر خواهند بود. او ثابت کرد که اقتدار ايماندار در پوشيدن زره

خداست، گرفتن سپر ايمان و خاموش کردن تمام تيرهای آتشين شرير است! پولس رسول در طول زندگی اش

بيشتر از حد معمول مصيبت و بلا براو آمد ولی هنوز می نويسد، چه کسی است که می تواند ما را از محبت

مسيح جدا سازد؟ آيا مصيبت يا دلتنگی يا جفا يا عريانی يا خطر يا شيشه؟ بلکه در همه اين موارد از حد زياده

نصرت يافتيم، بوسيله او که ما را محبت نمود، زيرا که من يقين دارم که نه موت و نه حيات و نه فرشتگان و نه

رؤسا و نه قدرتها و نه چيزهای حال و نه چيزهای آينده و نه بلندی و نه پستی و نه هيچ مخلوق ديگر قدرت خواهد

.( ٣٩ – ٣٧ ، داشت که ما را از محبت خدا در خداوند ما مسيح عيسی است جدا سازد ( روميان فصل ٨ آيات ٣۵

ببينيد پولس رسول در مورد عهد جديد چه ياد گرفت، و تو نيز می توانی در ميان مکرهای شيطان، مريضی ها و

حتی مرگ بايستی. من يقين دارم که هيچ چيز نمی تواند من را از محبت مسيح جدا سازد! من از يک مبارز و فتح

کننده نيز بيشتر پيروزی دارم!

عيسی در مورد قلب استوار توضيح واضحی می دهد. در متی فصل ٧ آيه ٢۴ تا ٢٧ ، او در مورد دو شخص که

کلام خدا را شنيدند توضيح می دهد. شخص اول کلام را شنيد و طبق آن عمل کرد. او در کلام استوار بود. عيسی

گفت، او را به مردی دانا تشبيه می کنم که خانه خود را بر روی صخره ساخت. صخره، کلام خدا است. اين مرد

خانه اش را ساخت و زير بنای ساختمان را روی صخره کلام بنا کرد. عيسی گفت که وقتی سيل آمد، خانه آن مرد

نمی لرزد و خراب هم نخواهد شد. چرا؟ زيرا بنای آن کلام بود و تو نمی توانی شخصی را که قلبش در کلام خدا

استوار شده است بلرزانی.

مرد دوم را که عيسی می خواهد در موردش توضيح دهد او نيز کلام خدا را شنيد، اما طبق آن عمل نکرد. عيسی

او را به مردی نادان تشبيه می کند که خانه خود را بر روی شن ساخت. لوقا چنين می گويد، کسی که کلام را می

شنود ولی عمل نمی کند همانند شخصی است که خانه اش را بدون پايه و اساس روی زمين بنا می کند. شخصی که

فقط شنونده کلام است پايه و اساسی ندارد. اگر از يک ساختمان ساز سئوال کنيد او به شما خواهد گفت که خوبی

يک ساختمان به زير بنا و پايه خوب و درست آن است. اگر پايه ضعيف باشد، خانه هم سست و ضعيف خواهد

بود. خانه شخص نادان بدون پايه بود بنابراين او نمی توانست انتظار هم داشته باشد که در مقابل طوفان ها و

سيلابهای زندگی بايستد.

۴٣ يافت می شود. يايرس که – مثالی ديگر از شخصی که قلبش استوار است در کتاب مرقس فصل ۵ آيات ٢١

رئيس کنيسه بود نزد عيسی آمد و از او خواست تا دختر کوچکش را شفا دهد. در آيه ٢٣ ، يايرس از روی انمانش

جمله ای را به عيسی می گويد: به تو التماس می کنم. نفس دخترک من به آخر رسيدهَ؛ بيا و بر او دست گزار تا شفا

پيدا کند و زندگی نمايد. يايرس در قلبش ايمان داشت که وقتی عيسی دستش را بر آن دختر کوچک گذارد، او شفا

می يابد و زندگی خواهد کرد. او جمله اش را با ايمان گفت و مسيح با او همراه شد و به خانه او رفت. در ميان راه

زنی که خونريزی داشت توحه عيسی را به خود جلب کرد. او نيز با ايمان قدرت و توانائی عيسی را طلبيد. عيسی

ايستاده و با آن زن صحبت می کرد که در همان حال برای يايرس پيغام آوردند که دخترت فوت شده. چرا ديگر

باعث زحمت استاد می شوی؟ توجه می کنيد که يايرس جمله اش را با ايمان گفت و شيطان فورا آمد تا کلام را

بگيرد و بدزدد. فشار آغاز شد ولی آيا يايرس اعتراف ايمانش را عوض کرد؟ آيا او گفت، ” من نمی فهمم چرا

ايمان در اين مورد برايم موثر نبود “؟ اين نکته بسيار مهمی است که تعداد بسياری برکات خدا را در اين مورد از

دست می دهند. ما آنچه را باور داريم می گوئيم و دعا می کنيم، ” پدر، در نام مسيح، من ايمان دارم و دريافت می

کنم طبق مرقس فصل ١١ آيه ٢۴ و ايمان من می گويد اکنونه آن مال من است. ” بعد سختی ها و مشکلات زيادتر

می شوند و سعی دارند که به ما ثابت کنند هيچ راهی برای دريافت آنچه که ما به آن ايمان داريم وجود ندارد. در

اين لحظا است که تو می توانی يا از کلام صحبت کنی و يا سکوت نمائی. زيرا که هر آنچه بگوئی اگر از کلام

نباشد خنثی و بی اثر است.

از تجربه شخصی خودم بگويم، اوقاتی بوده که من اصلا سخنی نگفتم و شرير گريخت به همان سرعتی که اگر من

کلام خدا را عنوان می کردم، اين موضوع برای يايرس اتفاق افتاد. او دهانش را اصلا باز نکرد. توجه کنيد به

چيزی که عيسی در آيه ٣۶ گفت: عيسی به محض اينکه سخنی را که آنها به يايرس گفتند شنيد، در ساعت به

رئيس کنيسه گفت:

مترس؛ ايمان داشته باش و بس.

عيسی داشت يايرس را تشويق می کرد که شبيه آن شخص در فصل ١١٢ شود که از کارهای شرير نمی ترسيد

بلکه بخدا اعتماد داشت و اراده خدا در زندگی او انجام شد. لحظه ای که عيسی گزارش منفی شرير را شنيد، رو به

يايرس کرد و گفت نترس؛ فقط ايمان داشته باش و بس. پس از صرف کردن مدتی وقت و تفکر روی اين مطلب،

من تقريبا می توانم حالت صورت يايرس را در نظرم مجسم کنم. او رئيس کنيسه بود و رهبران مذهبی در آن

دوران نسبت به عيسی طرز فکر خوبی نداشتند، يايرس با رفتن خود به نزد عيسی موقعيت کاری خود را به خطر

انداخت. او رهبران مذهبی را که در اطرافش بودند کاملا ناديده گرفت و در حضور همه خودش را به پاهای

عيسی انداخت. بعد از آنکه افراد با خبرهای بد نزد يايرس آمدند، شرايط طوری بنظر می رسيد که گوئی شکست

کامل اتفاق افتاده ولی خبرهای بد عيسی را دلواپس و نگران نکرد. او با شنيدن خبرهای بد نلرزيد. شما توجه

خواهيد کرد که عيسی هرگز در زندگی اش روی زمين عجولانه عمل نکرد. شما هرگز جائی را نخواهيد يافت که

عيسی اعتراف منفی کند. او به يايرس رو نکرد که بگويد، ” خوب، ما سعی خودمان را کرديم ولی بعضی از ما

دريافت می کنيم و بعضی نمی کنيم. ” نه اصلا عيسی چنين نگفت. زمانی که او گزارش شيطان را شنيد يايرس را

تشويق کرد که نترس. در ترجمه ديگری می گويد، او به يايرس روکرد و گفت، دهانت را باز نکن و فقط ايمان

داشته باش من همه چيز را به عهده می گيرم. وقتی عيسی صحبتش را با آن زنی که خونريزی داشت به اتمام

رسانيد، با يايرس به طرف خانه اش همراه شد و مسيح کاری را کرد که يايرس باور انجام آن را داشت. در ميان

تمام اين مشکلات، عيسی با اعتماد قدم پيش گذاشت، آن دختر را با دست گرفت و گفت، ای دختر به تو می گويم

بلند شو. در تمام اين مدت يايرس روی چيزی که ايمان داشت محکم ايستاده بود. قلبش در چيزی که ايمان داشت

استوار بود.

آيا تو تأثير قلب استوار را در زندگی يک ايماندار می بينی؟ دليل اينکه بسياری از مسيحيان از دريافت برکات خدا

جا مانده اند، اين است که نتوانسته اند کلام خدا را در قلب هايشان استوار نمايند. اگر تو طبق کلام خدا دعا کنی و

آموزش ها و تعليمات را دنبال نمائی، نتيجه خواهی گرفت. پس اگر آن را از دست دهی ديگر مقصر خودت هستی

و خدا تقصيری ندارد.

من از مطالعه کلام خدا معتقد شده ام که خدا از فرزندان ضعيف و ناتوان خود لذت نمی برد. آنها را بسيار دوست

دارد و هميشه مراقب آنهاست ولی از آنها لذت نمی برد. يک مسيحی ضعيف و ناتوان شخصی است که از عهد

خود با خدا بی اطلاع است. برای خدا جای شدی و خوشحالی نيست وقتی فرزندانش قدر موفقيت هائی را که خدا

برايشان در مسيح فراهم آورده است را نمی دانند. اگر شخصی کلام خدا را در زندگی اش در درجه اول اهميت

قرار دهد و آن را برتر و والاتر از هر چيز ديگر بداند، کلام در قلب شخص تصوير عيسی مسيح خداوند را می

آفريند که او می تواند انتظار دريافت نتيجه را در زندگی خود داشته باشد که مسيح وقتی بر روی زمين بود نزديک

به ٢٠٠٠ سال پيش.

شما می توانيد از طريق انجيل بخوانيد و ببينيد که عيسی هرگز آن را از دست نداده! او هرگز ناموفق نبود. او

هرگز حتی يک بار هم شکست نخورد. او هرگز به مرحله ای نرسيد که با موفقيت هائی که خدا به او داده بود

نتواند پيروزی يابد.

خوب؛ خدا را شکر. ايماندار با همان چيزهائی که عيسی در خدمتش بر روی زمين داشت مجهز است!

فصل دوم

هفت مکاشفه مهم که هر ايمانداری بايد آنها را بداند

در کلام خدا هفت مکاشفه اصلی و مهم وجود دارد که هر شخص ايمانداری بايد در آنها استوار باشد. وقتی تو در

اين موارد استوار شدی به مرحله ای می رسی که تحت هيچ شرايطی جنبش نخواهی خورد. تو همان طوری

خواهی بود که عيسی در کتاب متی فصل ٢۴ می گويد، هر آنچه شيطان به طرف تو پرتاب کند آسيبی نخواهی

خورد. پولس رسول در اين مکاشفات استوار شده بود. مسيح خداوند شخصا اين مکاشفات را بر او آشکار ساخته

بود. پولس فهميد اقتدار ايماندار

اين مکاشفات قسمت حياتی و مهم زندگی او بود! بنابراين پولس توانست که در مقابل مرض ها، دردها، بی

خانمانی ها و ارواح خبيث و شيطانی بايستد و حتی با جهنم نيز می توانست روبرو شود و بگويد، ” من معتقد

هستم هيچ کدام از اين موارد نمی تواند مرا از محبت مسيح جدا سازد. ” چون من ماوراء همه اين چيزها هستم. اين

همه مکاشفه بايد برای تو آنقدر حياتی و مهم شود که تو به عنوان يک شخص ايماندار محکم و تأثير ناپذير بر

خلاف چيزهايی که در دنيای اطراف اتفاق می افتد با قوت بايستی. اين چيزی بود که مسيح دعا کرد وقتی گفت،

پدر اراده تو آنچه در آسمان است بر زمين کرده شود. آسمان تحت تأثير اتفاقاتی که روی زمين می افتد قرار نمی

گيرد و عيسی اشاره ای داشت به اين موضوع که ما بايد قسمتی از آسمان را در جائی که هستيم تجربه کنيم و

داشته باشيم. ما بايد قادر باشيم طوری زندگی کنيم که گوئی بهشت روی زمين است. ما خواده شده ايم که شرايط

اطرافمان را با کلام خدای زنده تحت تأثير قرار دهيم. اگر شرايط زندگی تو طبق کلام خدا نيست آن شرايط را

طبق کلام خدا عوض کن!

با کلام خداوند که در قلبت استوار شده، تو همانند شخصی که در مزامير فصل ١١٢ می گويد خواهی شد؛ دلت

استوار خواهد شد؛ تو بر خدا توکل خواهی کرد و اصلا با کارهای شيطان جنبش نخواهی خورد. لحظه ای که

مشکلات و سختی ها به اوج خود می رسد، اين مکاشفات که از کلام خدا است درون تو فعال خواهند شد و آنها از

دهانت جاری می شوند. کلماتی که تو به آنها صحبت می کنی بر طبق کلام خداوند خواهد بود و مشکلات در نزد

تو می گريزد. هيچ سلاحی در برابر تو پيروز نيست!

مکاشفه شماره ١

حقيقت نجات

اولين مکاشفه اين است که تو بايد در حقيقت نجاتت در مسيح استوار شوی – به عنوان شخص ايماندار برای تو چه

١١ در مورد کاری که مسيح کرد برای بدست آوردن نجات ما – معنائی می دهد. کتاب عبرانيان فصل ٩ آيات ١۴

از طريق خونش صحبت می کند. آيه ١٢ می گويد …. با خون خود، يک مرتبه فقط به مکان اقدس داخل شد و فديه

ابدی را يافت.

سه حقيقت مهم وجود دارد در رابطه با کار نجات مسيح که هر شخص ايماندار بايد آنها را بداند!

١- نجات ما از پيش مهيا شده بود. ( دريافت شده بود )

در کتاب عبرانيان فصل ٩ آيه ١٢ ما فقط چيزی را که در زمان گذشته انجام شده است را دوباره تکرار می کنيم،

مهيا شده بود.

٢- نجات ما نجاتی است ابدی. اگر اين نجات ابدی است، پس شيطان تا به ابد مغلوب و شکست خورده است! گناه

و شيطان در هيچ زمينه ای خداوند تو باشد.

٣- نجات ما در حال حاضر مؤثر و کاری است. تو مجبور نيستی که صبر کنی و زمانی که وارد بهشت شدی از

ثمره نجاتت لذت ببری. نجات تو در حال حاضر هم در دسترس است!

. ٩ – پولس رسول در کتاب افسسيان چيزهای بسيار مهمی در مورد نجات نوشت. کتاب افسسيان فصل ١ آيات ٣

آيه ٧ می گويد، در وی به سبب خون او فديه يعنی آمرزش گناهای را يافتيم. نجات ما يک حقيقت ثابت و تغيير

ناپذير است.

عيسی آخرين قربانی زير عهد ابراهيم بود. او بره خدا بود که از طريق کاهن اعظم بر روی مذبح صليب برای ما

قربانی شده ديگر هرگز لازم نيست که انسانی خون گوساله و برها را بريزد به عنوان قربانی و فديه گناهان جهت

آمرزش از گناه!

وقتی خدای پدر او را پادشاه آسمان و زمين اعلام کرد و مسيح به زمين برگشت، تمام قدرت آسمان و زمين به من

داده شده است. ( کتاب متی فصل ٢٨ آيه ١٨ ). او با قدرتش چه کرد؟ آيا او قدرتش را با خود به آسمان بُرد؟ خير.

او گفت: پس به همه امت ها برويد و در نام من اين کارها را انجام دهيد….

مسيح قدرتی را که به او داده شده بود به دست انسان ها سپارد. سپس او به آسمان صعود کرد و به دست راست

خدای پدر جای گرفت. او در آنجا نشسته است، منتظر دشمنانش است که آنها را پايمال کند.

خدا به ما اقتداری را داده است که مسيح از شيطان آن را بازپس گرفت. حال وظيفه و مسئوليت ما است که شيطان

را زير پاهايمان نگه داريم. تو نبايد به شيطان اجازه دهی که زندگيت را اداره کند و همچنين نگذاری که شيطان

خداوند امور مالی و زندگيت شود. وقتی تو در نجات خود پايدار و محکم بشوی – نجاتی که مسيح با قيمت

گرانبهائی برای تو فراهم کرد – تو اجازه نخواهی داد که شيطان بر تو غلبه کند در هر موردی!

١۴ نگاهی کنيم تا ببينيم نجات ما چه چيزهائی را در بر می گيرد. ، بيائيد با هم به کتاب غلاطيان فصل ٣ آيات ١٣

تو بايد اين آيه را قلبا باور داشته باشی. مسيح ما را از لعنت شريعت باز خريد کرد چونکه در راه ما لعنت شد:

چنانکه مکتوب است، ملعون است هر که بر دار آويخته شود: تا برکت ابراهيم در مسيح عيسی بر امت ها آيد تا

وعده روح را بوسيله ايمان حاصل کنيم.

شما باز خريد شده ايد از لعنت شريعت! کتاب تثنيه فصل ٢٨ آيه ١۵ را بخوان و تو چيزهائی که در اين لعنت

شامل هستند را خواهی ديد. هر نوع بيماری، مرض، مصيبت و تنگی که می تواند برای بشر وجود داشته باشد.

حتی در آيه ۶١ می گويد، و نيز همه مرض ها و همه بلايائی که در طومار اين شريعت مکتوب نيست آنها را

خداوند بر تو مستولی خواهد گردانيد تا هلاک شوی. اين آيه همه چيز را دربر می گيرد از ريشه ناخن گرفته تا

بيماری سِل!

در کتاب غلاطيان فصل ٣ آيه ٢٩ می گويد، نجات ما چه چيزی را خريداری می کند. اما اگر شما از آن مسيح می

۴ در مورد تمام – باشيد، هر آينه نسل ابراهيم و بر حسب وعده، وارث هستيد. کتاب تثنيه فصل ٢٨ آيات ١

برکاتی که به ابراهيم داده شد صحبت می کند. آنها را مطالعه کرده و در روحت استوار ساز. سپس ملاحظه می

کنی که با خدا عهد و پيمانی داری که بوسيله خون عيسی مسيح امضاء شده است. مسيح ضامن اين پيمان است و

هم اکنون اين برای شما مؤثر خواهد بود. تو حق قانونی داری که توسط خدا متبارک باشی. در کتاب تثنيه فصل

٢٨ آيه ٧ می گويد، خداوند هر آنچه را که بر آن دست گذاری برکت خواهد داد. اگر دشمنان تو از يک جهت

مخالف تو آيند خداوند آنها را از هفت جهت فراری خواهد داد! خداوند گفت من تو را سر و رأس قرار می دهم نه

دُم – که تو در بلندی قرار گيری و نه پَستی!

چگونه حقيقت نجاتت در مسيح روی مسائلی که در اطرافت اتفاق می افتد در حال حاضر تأثير می گذارد؟ زمانيکه

تو در حقيقت نجاتت استوار و محکم شدی، تو به اقتدارت به عنوان شخصی ايماندار پی خواهی بُرد؛ تو درک

خواهی کرد که مجبور نيستی در مقابل مانع هائی که شيطان در مسير راهت قرار می دهد بايستی. در کتاب

افسسيان فصل ١ آيه ٢٢ می گويد که خدا همه چيز را زير پاهای مسيح قرار داد. پاها کجا هستند؟ زير بدن قرار

دارند و شخص ايمان خود بدن را تشکيل می دهد. تمام قدرت در زير پاهای مسيح قرار گرفته شده است. پس

بنابراين تمام قدرت زير پاهای تو نيز قرار گرفته است. تو به عنوان شخصی قدوس ارث و ميراثی داری، نجات و

اقتدار تو قسمتی از اين ميراث هستند.

تو باز خريد شده ای و کتاب مقدس می گويد، آنهائی که نجات يافته اند بگويند. با شهادت و جرأت بگو که نجات تو

در زندگی ات چه معنائی دارد! مسيح قيمت گرانبهائی برايش پرداخت! من اصلا نمی پذيرم که زير مکرهای

شيطان بروم و اجازه بدهم که او فکر کند می تواند بر من پيروزی يابد پس از کاری که مسيح برای آزادی و باز

خريد کردن من در جلجتا کرد. پسر مرا آزاد ساخته است و من واقعا آزاد هستم! نجات تو هم اکنون موثر و کاری

است. در آن جای گير و محکم و استوار باش.

مکاشفه شماره ٢

حقيقت خلقتی تازه ( تولدی نو )

پس اگر کسی در مسيح باشد، خلقت تازه ای است؛ چيزهای کهنه درگذشت، اينک همه چيز تازه شده است و همه

١٨ ). ما – چيز از خدا که ما را بوسيله عيسی مسيح با خود مصالحه داد. ( دوم قرنتيان فصل ۵ آيات ١٧

مخلوقات جديدی هستيم. يونانی ها می گويند ما موجودات جديدی هستيم که قبلا وجود نداشتيم. اين حقيقی است که

اتفاق می افتد زمانی که تو عيسی مسيح را خداوندت قرار می دهی. دست از سر آن شخص پير بردار او با مرگ

صليب مرد و شخصی جديد جايگزين آن شد يک شخص جديد به شباهت خدا آفريده شود.

مخلوق جديد به توانائی هائی که خداوند دارد دسترسی دارد. دوم پطرس فصل ١ آيه ۴ می گويد که ما ساخته شده

ايم که شريک طبيعت الهی گرديم. طبيعت الهی زندگی جاودانی و ابدی است، در تواری جديد حيات خدا در روح

ما ديده شد. مسيح در کتاب يوحنا اين چنين می گويد فصل ١٠ ، آيه ١٠ ، … من آمدم تا ايشان حيات يابند و آن را

زيادتر حاصل کنند. حيات مسيح سرچشمه توانائی ما است . ما با اين چيزهای و دنيوی محدوديم، ما با منابع

طبيعی و انسانی محدود نيستم. ما شريک طبيعت و ذات مقدس الهی هستيم. پس بنابراين ما به قدرت، حکمت، مسح

الهی، توانائی، محبت و ايمانش دسترسی داريم. ذات الهی او تمام صفات خدا را در بر دارد و ما شريک تمام آن

هستيم! وقتی اين موضوع به عنوان حقيقی در روح تو قرار گيرد، آن وقت ديگر خودت را از ديدگاه انسانی و

نفسانی نگاه نمی کنی. تو خود را چنين خواهی ديد. افسسيان فصل ٢ آيه ١٠ ما صنعت او هستيم، آفريده شده در

مسيح عيسی برای کارهای نيکو که خدا از قبل مهيا نمود تا در آنها سلوک نمائيم. خداوند اين طور به تو نگاه می

کند. مکاشفه تواری نو در روح تو باعث ميشود که اين مسائل برايت به عنوان حقيقی درآيد که طبق آن نيز عمل

خواهی کرد.

امروزه تعداد بسياری از مسيحيان برکات خداوند را از دست می دهند. خيلی ساده فقط بخاطر اينکه در تولد

جديدشان محکم و استوار نمی ايستند. از طريق ناآگاهی و بی اطلاعی آنها اجازه داده اند که چيزهائی را که قبلا

کرده بودند شيطان بر ايشان يادآوری کند. شيطان آنها را مجبور می کند که در محکوميت زندگی کنند و آن افراد

فکر می کنند که خدا دوستشان ندارد. بدون نجاتِ تولد جديد در روح، شيطان تو را در همان خلقت قديمی ات نگاه

می دارد و برکات خداوند را از تو می دزدد. انسانيت کهنه و قديمی مرد و از بين رفته است. تولدی جديد حقيقت

است! شما يک مخلوق جديد هستيد آفريده شده در عيسی مسيح! زندگی جاويد و ابدی طبيعت الهی در تو شروع به

کار کرده است و تو ديگر مجبور نيستی صبر کنی تا در بهشت از زندگی جاويدت لذت ببری. حقيقت اين است که

تو در حال حاضر زندگی جاويد داری! اين مال توست!

مکاشفه شماره ٣

حقيقت اينکه ما عادلان خدا هستيم

وقتی تو در عدالت با خداوند استوار شوی، يعنی در راه دست يابی به پيروزی هستی. عدالت و پارسائی چيزی

نيست که فقط بعد از رفتن به بهشت بدست آوری. عدالت هم اکنون نيز در دسترس است. کلمه عدالت در زبان

انگليسی کلمه ای است بسيار قديمی و اصيل که خيلی ساده به اين معنی می باشد. با خدا در جای درست ايستادن.

دوم قرنتيان فصل ۵ آيه ٢١ می گويد: او را که گناه نکرد؛ در راه ما گناه ساخت تا در وی عادلان خدا شويم! تو

عادل خداوند شمرده شدی!

روميان فصل ٣ آيات ٢١ تا ٢٧ در مورد عدالت صحبت می کند. آيه ٢٢ می گويد: عدالت خدا که بوسيله ايمان به

عيسی مسيح است، به همه و کل آنانی که ايمان آوردند: زيرا که هيچ تفاوتی نيست… شايد يکی بگويد، ” اما من

فکر کردم کتاب مقدس می گويد، هيچ شخص عادل نيست، حتی يک نفر هم نيست. ” بله کتاب چنين می گويد، ولی

منظورش عدالت انسانی است. عدالت انسانی مثل دستمال کثيفی است، ولی مسيح به ما عدالت خودش را داده است.

اين است داستان انجيل! مسيح برای گناهان ما گناه شد که ما بتوانيم با عدالت او عادل شمرده شويم.

تو در يک رابطه دوستی با خداوند اين جهان هستی، و عدالت تو با خداوند به تو قدرت می دهد که در حضور

خداوند قادر بايستی بدون اينکه احساس گناه، ترس، خواری و يا محکوميت کنی. تو به همان اندازه که مسيح حق

دارد در حضور خدا قرار گيرد، حق داری در پيشگاه خداوند بايستی. مسيح اين حق و حقوق را برای تو خريداری

کرد، تو از عدالت او لذت می بری! روی اين حقايق تکيه کن و ديگر اينکه اجازه بده به عنوان حقيقتی در باطن

انسانی ات شکل گيرد.

مکاشفه اين حقيقت که عادلان خدا هستيم باعث می شود که دعاهايت بسيار صحيح و دقيق باشد. در انجيل اول

پطرس فصل ٣ آيه ١٢ می گويد از آنجا که چشمان خداوند بر عادلان است و گوشهای او به سوی دعای ايشان. در

کتاب يعقوب فصل ۵ آيه ١۶ می گويد دعای مرد عادل در عمل قوت بسيار دارد. در ترجمه ديگری می گويد

دعای جدی مرد عادل در عمل قوت بسياری را جاری می سازد. اين کاری است که دعای يک شخص عادل انجام

خواهد داد. پس ديگر فکرش را کن که دعاهای دو نفر چه تأثيری خواهد داشت؟ دعاهای ده نفر يا صد نفر چطور؟

در عدالتت با خدا محکم و استوار بايست و اين طور قدرت در دعاهای تو مؤثر و کاری خواهد بود. هر زمانی که

اتفاقات بد پيش می آيد. تو می دانی که اگر در آن زمان دعا کنی، توجه خدا را جلب خواهی کرد. وقتی که قوت

عدالت عملا در زندگی ات در کار است، تو هيچ وقت عجله نخواهی کرد و يا ترديد و دو دلی نخواهی داشت.

مسيح هيچ وقت در مدتی که روی زمين بود در شتاب و عجله نبود. او هميشه می دانست که در هر شرايطی

اوضاع چگونه خواهد شد. چرا؟ چون او در عدالت پابرجا بود. در جای درستی با خدای پدر ايستاده بود. در

مزامير فصل ٣٧ آيه ٢۵ می گويد… مرد صالح را هرگز متروک نديده ام و نه نسلش را که گدای نان شود. در

خيلی موارد در کتاب مقدس تشريحی از اين لغت استفاده می شود. ناسازگاری با عدالت شخصی که در عدالتش با

خدا استوار و پابرجا است با کلام خدا ناسازگاری نمی کند. تا جائی که قدرت موت بر عدالتی که در خدا داری

تکيه کن. خواهی ديد که مسيح رسولان و کاهن اعظم تو را در اين راه با قوتشان حمايت و پشتيبانی می کنند.

مکاشفه شماره ۴

حقيقت با خدا بودن

٣ رابطه بين انسان در کتاب مقدس آشکار می شود.

١ . خدا برای ما

٢ . خدا با ما

٣ . خدا در ما

انسانهای عهد عتيق فقط تأثير دو تا از اين روابط را تجربه کرده بودند. خدا برای آنها و خدا با آنها. شما می

توانيد از طريق عهد عتيق ببينيد که وقتی مردم از وجود اين دو رابطه اطمينان و آرامش خاطر داشتند موفقيت آنها

تضمين بود. دفعات بسياری خداوند از طريق دهان پيامبرانش صحبت کرد و گفت: من خدای تو هستم. من با تو

هستم و فراموشت نمی کنم. اشعيا فصل ۴١ آيه ١٠ می گويد، نترس زيرا که من با تو هستم و مشوش نشو زيرا من

خدای تو هستم! تو را تقويت خواهم کرد و البته تو را معاونت خواهم داد و تو را به دست راست عدالت خود

دستگيری خواهم کرد.

وقتی تو راه می روی او نيز راه می رود. وقتی وقتی دستت را به طرف جلو می بری، او نيز دستش را به طرف

جلو می برد. جای تعجبی نيست که دست گذاری بر افراد در زندگی مسيحی بسيار حياتی است! فقط يک لايه

پوست بين تو و روح القدس وجود دارد. در اين حقيقت که خدا در توست پابرجا و استوار باش و تو نخواهی ترسيد

از اينکه روی مريضان دست گذاری کنی. تو انجام خواهی داد و انتظار انجام آن را نيز داشته باش که آنها سلامتی

اشان را دريافت خواهند کرد. اين قدرت تو نيست که شفا می آورد بلکه قدرتی بالاتر و بزرگتر است.

مکاشفه شماره ۵

حقيقت اقتدار در نام عيسی

در گذشته ما نسبت به نام عيسی بی توجهی کرده ايم. ما نامش را بدون توجه به فهم و درک واقعی قدرتی که با

١١ می گويد: از اين جهت خدا نيز او را بسيار – خود در برمی گيرد تکرار کرده ايم. فيليپيان فصل ٢ آيات ٩

سرافراز نمود و نامی را که بالای همه نام هاست را به او بخشيد، تا به نام عيسی هر زانوئی از آنچه در آسمان و

بر زمين و زيرزمين است خم گردد، و هر زبانی اقرار نمايد که عيسی مسيح، خداوند است برای تمجيد خدای پدر.

هيچ نامی در جهان چنين قدرتی در خودش ندارد که نام عيسی مسيح دارد! خدا در نام عيسی مسيح قدرت بخشيد و

سپس اختيار استفاده از آن نام را به بدن خود داد. ما هستيم تا نام عيسی مسيح را به دست گيريم و هر شرايطی را

تحت تأثير قرار دهيم. مرض ها؛ ترس ها و حتی شفا دادن! در يوحنا فصل ١۶ آيه ٢٣ می گويد و آن روز چيزی

از من سئوال نخواهيد کرد. آمين آمين به شما می گويم که هر آنچه از پدر به اسم من طلب کنيد، به شما عطا خواهد

شد. نام عيسی مسيح توجه خداوند را از هر چيزی ديگر که بتوانی بگوئی سريع تر جلب می کند. ذات شريرانه

شخص می تواند باعث رفتن به او به جهنم باشد؛ ولی فقط احتياج است که نام عيسی را به آرامی صدا کند، تا

زنجير مرگ از او پاره شود! در نام مسيح قدرت است!

۴ را با هم می خوانيم : خدا – چگونه نام مسيح چنين قدرت و اقتدار بزرگی بدست آورده؟ عبرانيان فصل ١ آيه ١

که در زمان سلف به اقسام متعدد و طريق های مختلف بوسيله انبيا به پدران ما تکلم نمود، در اين ايام آخر به ما

بوسيله پسر خود متکلم شد که او را وارث جميع موجودات قرار داد و بوسيله او عالمها را آفريد که فروغ جلالش

و خاتم جوهرش بوده و به کلمه قوت خود حامل همه موجودات بوده، چون طهارت گناهان را به اتمام رسانيد، به

دست راست کبريا در اعلی عليين نشست و از فرشتگان افضل گرديد، به مقدار آنکه اسمی بزرگتر از ايشان به

ميراث يافته بود.

قدرت در نام عيسی مسيح از طريق ارث به او رسيد. مسيح نامش و قدرتش را بواسطه خدای پدر به ارث بُرد. به

منظور بدست آوردن اينکه چقدر قدرت در نام عيسی نهفته است شما بايد قدرت را در خداوند اندازه گيری کنيد. در

تخت پادشاهی خدا چقدر قدرت است؟ هيچ واحد اندازه گيری به اندازه کافی بلند نيست که بتوان با آن اندازه گرفت!

تمام عمارات بهشت در حمايت و پشتيبانی نام مسيح است! اين عالی است اما به همين جا ختم نمی شود. خدا نام

عيسی مسيح را به بدن ايمانداران روی زمين داده است. ارث و ميراث ما در مسيح شامل اين است که ما حق

استفاده از نام مسيح را داريم برای متوقف کردن شيطان. نيرو و قدرت های جهنمی، زيرا اطاعت نام عيسی مسيح

هستند.

اين اسم تمام قدرت ها و اقتدارها را در بر می گيرد – در آسمان و زمين و زير زمين. همه ________A%چيز بايد سر تسليم

فرود آورد در مقابل نام عيسی! به تو اقتدار استفاده از نام عيسی داده شده است و از نامش استفاده کن طوريکه

متعلق به توست. آيا سبک و روش زندگی که الان داری را تغيير می داد اگر بطور ناگهانی اسم راکافلر (

را به ارث می بردی. اگر آقای راکافلر به طرف تو می آمد و قدرت و اقتدار استفاده از نامش را (Rockefelle

در هر جائی روی زمين به تو می داد، آيا موقعيت تو دنيا را تحت تأثير می گذاشت و عوض می کرد؟ آيا روش

زندگی کنونی ات را تأثير می گذاشت؟ مسلما که تأثير می گذاشت. جلال بر خداوند؛ من می خواهم تو اين را بدانی

که روزی نخواهد رسيد که نام آقای راکافلر بر نام پرقدرت مسيح برتری يابد و اسم مسيح بطور مجانا به من و تو

داده شده است. حال خودت فکرش را بکن!

مکاشفه شماره ۶

حقيقت راستی کلام خدا

اگر تو انتظار داری در خداوند به بلوغ برسی يک حقيقت مهم وجود دارد که بايد در روح تو مستقر گردد و آن

حقيقت اين است: کلام خدا راستی و صداقت اوست و عهد خداوند است. کتاب مقدس تو فقط شامل کلام خدا نيست

– کلام خدا است. وقتی به عبارت کلام خدا فکر می کنی، آيا بطور اتوماتيک وار يک کتاب چرمی سياه را مجسم

نمی کنی؟ اگر اين تصور را داری، پس بايد مدت بيشتری را صرف کلام کنی. وقتی تو به سخن انسانی فکر می

کنی، اتوماتيک وار به صداقت آن شخص فکر می کنی که آيا چيزهائی را که می گويد انجام می دهد؟ به همين

صورت هم بايد به کلام خدا فکر کرد.

کلام خدا تعهد اوست. او هر آنچه را که بگويد انجام می دهد او روی کلام و قول خود می ايستد. در ارميا فصل ١

آيه ١٢ می گويد: خدا گفت: نيکو ديدی زيرا که من بر کلام خود ديده بانی می کنم تا آن را به انجام رسانم. ترجمه

ديگری می گويد، من هشيار و فعال هستم و از کلامم نگهداری می کنم تا آن را به عمل رسانم. در اشعيا فصل ۵۵

آيه ١١ می گويد، همچنان کلام من که از دهانم صادر گردد خواهد بود. نزد من بی ثمر نخواهد برگشت بلکه آنچه

را که خواستم بجا خواهد آورد و برای آنچه آن را فرستادم کامران خواهم گرديد. بر طبق کتاب مرقس فصل ١۶

آيه ٢٠ به آياتی که همراه ايشان بود کلام را ثابت می گردانيد. کلام خدا پيمان ميان من و پدرم است. هر زمان او

چيزی بگويد، من می دانم او با انجام کاری در عمل مرا حمايت و پشتيبانی خواهد کرد. بهترين راهی که ما از

راستی خدا آگاه باشيم اين است که راستی را در خود پرورش دهيم. تو بايد آماده باشی که کلامت را با عملت

حمايت و پشتيبانی نمائی. اگر می گوئی در زمانی مشخص در مکان خاصی خواهی بود مطمئنا در همان زمان در

آنجای مشخص شده حاضر باش. نسبت به قولهائی که می دهی حساس و هشيار باش.

خداوند در زندگی خود من به نکته ای بطور مخصوص اشاره کرد و آن نکته رفتارم با فرزندانم بود. مواقعی بود

که دخترم کار اشتباهی می کرد و من تهديد می کردم که او را تنبيه خواهم کرد و زمانی که دوباره کار اشتباهش

را تکرار می کرد من فقط او را دوباره به تنبيه کردن تهديد می کردم. اين موضوع کم کم عادت اخلاقی من شده

بود تا اينکه بلاخره روح خدا در درون من برخاست و روی اشتباه من دست گذاشت و نشانم داد که من بايد به

حرفی که می زنم عمل کنم. حال فرزندان من فهميده اند که من روی حرفم نمی ايستم و هيچ وقت به حرفم عمل

نمی کنم. من آنها را تهديد می کنم ولی هرگز ادامه نمی دهم و کاری در موردش نم کنم. در نتيجه آنها نسبت به

تهديدهای من بی توجه بودند و حرفهای مرا ناديده می گرفتند. وقتی درک اين موضوع برايم واضح و روشن شد،

پس از آن نسبت به حرفی که به آنها می زنم دقت بيشتری دارم تا روی حرفم بايستم.

در مورد خداوند هم شرايط دقيقا همين طور است. تو بايد درک کنی که خداوند کلامش را به ما داده و او نيز روی

کلام و وعده هايش با عمل می ايستد وقتی اين موضوع به عنوان حقيقتی در قلبت جا گيرد، آن وقت ايمان تو با

قوت بيشتری توسعه خواهد يافت و تو از انجام کلام خدا ترسان نخواهی بود.

کلام خداوند پيمان و تعهدی است به من و تو. يک عهد خونی است ميان خدای قادر و شخصی به نام عيسی مسيح.

وقتی تو مسيح را به عنوان خداوندت می پذيری، پس از آن تو نيز در اين عهد و پيمان شريک خواهی شد. هر چه

به مسيح گفته شده است به همان اندازه هم برای من و تو نيکو است. اجازه بده تا حقيقت راستی خدا در روح تو

استوار گردد و تو از اينکه طبق کلام خدا عمل کنی ديگر ترديدی نخواهی داشت. خدا کلامش را نگهداری می کند

تا برای تو به انجام رسد.

مکاشفه شماره ٧

حقيقت ايمان الهی در شما

در افسسيان فصل ٢ آيه ٨ می گويد: زيرا که محض فيض نجات يافته ايد، بوسيله ايمان و اين از شما نيست بلکه

بخشش خداست. نجات را از طريق ايمان دريافت می کنی، ايمانی را که تو از آن بهره می گيری توسط خدا برای

تو فراهم شده است. اين هديه خدا بود.

در کتاب روميان فصل ١٢ آيه ٣ می گويد: خدا بهره ايمان را به همه کس قسمت فرموده است. ايمان خدا درون

توست، خداوند آن را درون تو قرار داده که بسيار کاری و مؤثر است.

يوحنای رسول با هدايت روح خدا در کتاب اول يوحنا اين چنين نوشت. فصل ۵ آيات ١ تا ۴ : هر کس ايمان دارد

که عيسی، مسيح است، از خدا مولود شده است؛ و هر که والد را محبت می نمايد؛ مولود او را نيز محبت می

نمايد. از اين می دانيم که فرزندان خدا را محبت می نمائيم، چون خدا را محبت می نمائيم و احکام او را بجا می

آوريم زيرا همين است محبت خدا که احکام او را نگه داريم و احکام او را گران نيست: زيرا آنچه از خدا مولود

شده است، ايمان ماست. ايمان خداوند قادر در درون شماست. عيسی در کتاب مرقس فصل ١١ آيه ٢٢ می گويد:

به خدا ايمان آورديد. وقتی شما مسيح را خداوند زندگی تان قرار می دهيد اين ايمان الهی به شما عطا می شود. ما

سابقا در مطالعه اين کتاب ياد گرفتيم که ما ساخته شده ايم که شريک طبيعت الهی خدا باشيم و طبيعت الهی خداوند

ايمانش را هم شامل می شود. شما ايمان داريد، اما اين ايمان بايد توسعه يابد. اين توسعه فقط با کلام خداوند انجام

می پذيرد. ايمان آفريده شده است و از طريق کلام تغذيه می يابد. روميان فصل ١٠ آيه ١٧ می گويد: ايمان از

شنيدن است و شنيدن از کلام خدا. ايوب در اين مورد چنين می گويد: از فرمان لب های وی برنگشتم و سخنان

.( دهان او را زياده ای رزق خود ذخيره کردم ( ايوب فصل ٢٣ آيه ١٢

خدا را شکر! که اين ايمان الهی در تو جاری است و مسيح گفت، همه چيز برای شخصی که به او ايمان دارد

امکان پذير است. آيا تو يک ايماندار هستی؟ پس همه چيز برای تو امکان پذير است!

در هر يک از اين هفت موضوع مکاشفه استوار و محکم باش. وقتی آنها در روحت تأثير گذارند آن وقت قلب تو

پابرجا و استوار خواهد شد و شما در هر شرايط بدی جنبش نخواهيد خورد. هر زمانی که بحران و گرفتاری و

فشار زندگی برايم افزايش يابد اين مکاشفات به عنوان ليستی در خاطرم نقش می بندد. من شرايط و مشکلات را در

نظر می گيرم و آن وقت مکاشفات را در موردش به کار می برم.

چگونه اين شرايط روی من تأثير می گذارد؟ من توسط خون آن بره باز خريد شده ام و گناهانم پاک شده است.

چگونه اين شرايط روی من تأثير می گذارد؟ من يک مخلوق جديد هستم، تولد يافته خداوند. من به توانائی های

خداوند دسترسی دارم پس بنابراين من به حکمت او دست خواهم يافت و کارهائی خواهم کرد که اگر او بجای من

با اين مشکلات روبرو می شد انجام می داد.

چگونه اين شرايط روی من تأثير می گذارد؟

پس بنابراين چشمان خداوند بر من است و گوش های او برای شنيدن باز است.

چگونه اين شرايط روی من تأثير می گذارد؟ ايمان الهی خداوند در درون من است. عيسی گفت من می توانم به

کوه فرمان دهم و کوه جابجا خواهد شد. پس بنابراين من به شرايط و موقعيت های سخت زندگی هم می توانم هم

اکنون فرمان دهم البته در نام عيسی مسيح و فرمان دهم که سختی ها از من دور شوند.

چگونه اين شرايط مرا تحت تأثير می گذارد؟ من قدرت و اختيار استفاده از نام مسيح را دارم. پس بنابراين در نام

مسيح شرايط بايد در نزد من سر تسليم فرود آورد.

چگونه اين شرايط مرا تحت تأثير می گذارد؟ من مکاشفه راستی کلام پدرم را دريافت کرده ام. وعده دهنده امين

است و کلام او پوچ نيست. چيزی را که خدا می خواهد به انجام می رساند و جائی که او بفرستد به موفقيت می

انجامد. به اين خاطر من کلام خداوند را سخن می گويم و پدر من آن را پشتيبانی خواهد کرد.

چگونه اين شرايط مرا تحت تأثير می گذارد؟ خدا در من است و خداوند درون من بزرگتر است از آن قدرتی که

در دنيا است. شيطان کاملا مغلوب است!

زمانی که من به انتهای اين ليست می رسم کاملا آگاه و هشيار هستم بوسيله کاری که اقتدار کلام خدا می تواند

انجام دهد. اقتدار کلام خدا شرايط و موقعيت های بد را شکست می دهد.

اجازه دهيد تا همه اين حقايق از حالت کلمه بيرون آيد و در روح شما حقيقتا قرار گيرد و شما از هر موقعيتی

پيروزی و برنده بيرون خواهيد آمد. پيروزی در هر مرحله ای از زندگی.

فصل سوم

قلبتان را استوار کنيد از طريق تفکر در کلام خدا

اين موضوع، خيلی مهم است که شما درک کنيد احتياج و نيازتان را نسبت به استوار کردن قلبتان در کلام خدا. اما

مهم تر از آن اين است که بدانيم چگونه در موردش اقدام کنيم. اين خنده دار است برای من که به شما بگويم اهميت

استوار کردن قلبتان را در کلام خدا بدون اينکه دستور عمل چگونگی انجام آن را بدهم. مبلغ بسيار زيادی پول و

انرژی صرف شده است برای ياد دادن به بشر که چگونه بدن خودشان را بنا کنند.

پول و انرژی بيشتری صرف شده است برای توسعه دادن و بناکردن مغز بشريت اما يک قسمت است که تفريبا

کاملا ناديده گرفته شده و آن استوار کردن، بنا کردن و تمرين کردن روح بشر است.

بايد مهم ترين موضوع برای بشر اين باشد که در مورد روح خودش تعليم بگيرد و روح او بر جسم و افکارش

برتری يابد.

اين قصد و نيت خدا است برای بدن مسيح. شخص ايماندار امروزه بايد طبق کلام خدا جسم و فکرش را

فرمانروائی کند و اداره نمايد.

يک راه و روشی در کلام خدا وجود دارد که قلب شما می تواند در کلام خدا استوار گردد. آن روش اين است که

در کلام تفکر نمائيد. تفکر کردن در کلام خدا کليد داشتن يک قلب محکم و استوار است. خدا به يوشع گفت که در

کلام تفکر نمايد.

به کتاب يوشع نگاه کنيم در فصل ١ آيه ٨ می گويد: اين کتاب تورات از دهان تو دور نشود، بلکه روز و شب در

آن تفکر کن تا بر حسب هر آنچه در آن مکتوب است متوجه شده، عمل نمائی. در ترجمه تفسيری می گويد… و

سپس تو بايد با حکمت رفتار نمائی و کامياب شوی. در اين آيه است فرمول خدا برای شکوفائی و موفقيت و با

حکمت رفتار کردن در تمام ترس ها و نگرانی های زندگی در مورد کلام صحبت کنيد؛ تفکر نمائيد و طبق آن

عمل نمائيد.

تفکر کردن در کلام خدا باعث می شود کلام خدا در درون شما باقی بماند. باعث می شود که قلب شما پابرجا و

استوار گردد. در نتيجه شما تحت هيچ شرايط و موقعيتی در اطرافتان جنبش و لغزش نخواهيد خورد. بيائيد با هم به

کتاب مزامير فصل ١ آيات ١ تا ٣ نگاهی بيندازيم. خوش بحال کسی که به مشورت شريران نرود و به راه

گناهکاران نايستد، و در مجلس استهزاکنندگان ننشيند، بلکه رغبت او در شريعت خداوند است و روز و شب در

شريعت خداوند است و روز و شب در شريعت تفکر می کند. پس مثل درختی کاشته شده نزد نهرهای آب خواهد

بود. اين شخص در کلام خدا شادمانی می کند و او روز و شب در آن تفکر می نمايد. در نتيجه او در هر شرايطی

پر ثمر است و او رونق می بخشد در هر آنچه او نيز دستی داشته و کاری انجام داده کليد موفقيت روز و شب در

کلام خدا تفکر کردن است.

تفکر کردن بيشتر است از فقط خواندن کلام. تفکر کردن در کلام خدا معنی اش اين است که افکارت را طبق کلام

خدا تطبيق ده و روز و شب به کلام خدا در فکرت توجه داشته باش. شما می توانيد در کلام خدا تفکر نمائيد حتی

زمانيکه در ماشين در حال رانندگی هستيد، خريد خانه می کنيد، ظرف می شوييد و يا زمانيکه بر سر ميز شام

هستيد.

من در کلام مرتبا تفکر می کنم. خيلی وقت ها زمانيکه از يک جلسه به جلسه ديگری می روم تمرکز می کنم روی

آيه خاصی و می گذاريم اين آيات مرتبا در فکرم تکرار و تکرار شود. با اين کارم آن آيات از سر من خارج می

شود و به قلبم وارد می گردد و در آن جای می گيرد. سپس روح القدس در درونم تصويری می کشد و آن وقت من

شروع می کنم که خودم را روز و شب در کلام خدا ببينم.

چند مسئله وجود دارد در مورد تمرين کردن به تفکر در کلام خدا که شما بايد آن ها را بدانيد. به عنوان مثال برای

شما، من می خواهم توصيف کنم در مورد تفکر کردنم در کلام خدا در زندگی خودم. اولين کاری که می کنم دعا

در روح است. در کتاب انجيل می گويد وقتی شما دعا می کنيد به زبان های ناشناس، فکر شما ثمره ای ندارد.

هدف من اين است که فکرم را از کار بيندازم و آن را بی اثر کنم. من در روح دعا می کنم تا فکرم مسدود گردد

بعد من قادر خواهم بود تا صدای روح خدا را بشنوم.

اجازه دهيد مطلبی را اينجا اشاره کنم. اين مشکل است که آدم تلويزيون ببيند برای ٢ ساعت و بعد بلافاصله انتظار

داشته باشد که در کلام خدا هم تفکر ناميد. شما نمی توانيد بدون هيچ آمادگی انتظار داشته باشيد که دگرگونی پر

تأثيری در شما انجام گيرد. زمانيکه من افکارم را خلوت و ساکت کردم، شروع می کنم آياتی را مکررا خواندن و

سعی می کنم تفکر نمايم. من آيات را آنقدر تکرار و تکرار و تکرار می کنم تا از آنچه می گويد در فکرم تصويری

نقش گيرد. بعد کتابم را کنار می گذارم و شروع می کنم کلام را در خود جای دهم. اگر برای داشتن تصويری

واضح در ذهنم دچار مشکل شوم بر ميگردم و دوباره آن آيات را می خوانم. بعد از اينکه مدت زمانی را به اين

صورت گذراندم آن تصوير در ذهنم کاملا زنده می شود. آن آيات با اين کار آنقدر برای شما واقعی خواهند شد که

هرگز آنها را فراموش نخواهی کرد. در حقيقت آنها جزوی از وجود شما خواهند شد. در همان زمانی که روح

القدس در روحم تصويری را نقاشی می کند، من ساکت می نشينم و اجازه می دهم که آن کلام مرا جذب کند. بعد

من مخصوصا به صدای روح خدا گوش می دهم.

در فيليپيان فصل ۴ آيه ١٩ . من روی آيات آنقدر تفکر می نمايم تا آنها پاره ای از وجودم شوند. در آن لحظه در

زندگی ام من احتياج داشتم که بدانم خداوند احتياجات مرا برآورده می کند بر طبق دولت خود در جلال در عيسی

مسيح. حقيقت اين آيه امروز در قلب من است و شما هرگز نمی توانيد مرا متقاعد کنيد که خداوند احتياجات مرا

رفع نخواهد کرد. وقتی احتياجات مالی زياد می شوند، من از تسليم شدن در برابرشان دوری می کنم. من اجازه

نمی دهم که روی ايمان من تأثيری گذارد، چرا که قلب من پابرجا و محکم است. فيليپيان ۴ آيه ١٩ . حقيقتی در

درون من است که مرا لغزش نخواهد داد. يکی از اولين چيزهائی که مخصوصا ياد گرفتم از تفکر در کلام خدا در

عبرانيان پيدا می شود فصل ۴ آيات ١٢ تا ١۶ . آياتی هستند که من تمرين می کردم آنها در من جای گيرند. در آن

زمان من در احتياج بسيار شديد مالی بودم. قرض هائی که داشتم مرتبا افزايش پيدا می کردند قبل از اينکه من پس

اندازی کنم. اما من اعتقاد داشتم که خداوند احتياجات مرا رفع خواهد نمود و من را از ان شرايط بيرون خواهد

آورد. در زمانيکه من دعا می کردم و ايمان داشتم به کمکهای مالی خداوند شروع کردم به تفکر کردن در مورد

آيات.

ما کاهن اعظم نيکوئی داريم، عيسی مسيح کسی که در دست راست خدا نشسته است – يک کاهن اعظمی که

رنجوری و احتياجات ما را لمس کرده است. به عبارت ديگر، او می داند شما در چه وضعيتی قرار داريد و

احتياجات شما را کاملا می داند. شما در زندگی تان هرگز با چيزی مواجه نخواهيد شد که عيسی مسيح قبلا آن را

تجربه نکرده باشد. او می داند که زير فشار بودن چگونه است و او به ما توانائی اش را داده است که بر شرايط

سخت غلبه کنيم و فشار را برداريم و پيروزی يابيم.

در همان موقعی که در حال تفکر روی آيات بودم روح مقدس شروع کرد به نقاشی کردن تصويری در روحم. من

خودم را ديدم که داشتم به طرف تخت پادشاهی خداوند بالا می رفتم نزد عيسی مسيح که در دست راست پدر

نشسته است. من نزد آنها ايستادم و نگاهشان کردم. من هرگز فراموش نخواهم کرد شوقی را که در چشمان مسيح

بود. او می خواست احتياجات مرا رفع کند. وقتی من صحبت می کردم، جرأت و نيرويی درمن بود؛ هيچ ترسی

، احساس نمی کردم چون به آنجا متعلق بودم. من گفتم ” پدر در نام عيسی مسيح، کتاب مرقس فصل ١١ آيه ٢۴

می گويد که هر آنچه در عبادت بخواهيد، يقين داشته باشيد که آن را يافته ايد و به شما عطا خواهد شد. ” من لحظه

ای مکث کردم و وقتی کسی صحبت نمی کرد ادامه دادم، ” پدر، مسيح گفت در اين روز از او چيزی نخواهد

پرسيد، اما هر آنچه از تو در نام او بخواهم تو به من خواهی داد. پدر، من ايمان دارم فيليپيان فصل ۴ آيه ١٩ که تو

احتياجات مرا بر حسب دولت خود در جلال در مسيح رفع خواهی نمود. ” سپس من عقب ايستادم و نگاهشان

کردم. من هرگز فراموش نم کنم کاری که مسيح کرد. او به طرف پدر خم شد و با آرنج دستش به او زد آرام در

گوشش گفت ” به او بده ” خدا را شکر! من فهميدم که نگرانی های من پايان پذيرفت، من فهميدم که آزادانه به تخت

پادشاهی خداوند زنده دسترسی دارم. هر آنچه که من آنگاه تصور کرده بودم کاملا الهی بوده. کلام خدا در عبرانيان

فصل ٧ آيه ٢۵ می گويد، از اين جهت نيز قادر است که آنانی را که بوسيله وی نزد خدا آيند، نجات بی نهايت

بخشد، چونکه دائما زنده است تا شفاعت ايشان را بکند.

هر وقت احتياج مالی زياد می شود، من ديگر نمی لرزم. من قلبم استوار شده است چون در کلام خدا وقت صرف

کردم و در اين زمينه تفکر و مطالعه کردم. موقعيت های فراوان بسياری وجود دارد برای لغزش دادن ما. اما من

از پذيرفتن آنها خودداری می کنم. من نزد تخت پادشاهی می روم و با پدرم و مسيح خداوند صحبت کوتاهی می

کنم.

فصل چهارم

به کلام محکم تکيه کردن

قلب استوار به کلام خدا اعتماد می کند. با شواهد ضد ونقيض لغزش نمی خورد. فقط با آنچه که باور دارد حرکت

می کند به کلام خداوند ايمان دارد. وقتی شرايط بر خلاف کلام خدا هستند، وقتی عقل و شعور انسانی بر خلاف

کلام است، قلب استوار هميشه بر کلام خدا تکيه می کند و از اينکه با مشکلی برخورد کند، دوری نمی کند.

ما در مورد اهميت تفکر در کلام خداوند مطالعه کرديم. حال می خواهم که همه ما توجهمان را جلب کنيم به لازمه

بودن شخصی که کلام خدا را عمل کند. به عبارت ديگر کننده کلام خدا باشيم. خدا به يوشع گفت که روز و شب در

کلام تفکر نمائيد تا او بتواند طبق هر آنچه نوشته شده است عمل کند از طريق تفکر در کلام است که ما عمل کننده

کلام خدا می شويم. در کتاب يعقوب فصل ١ آيه ٢۵ می گويد: کننده عمل در عمل خود برکت خواهد يافت. اولين

فصل يعقوب در مورد شنيدن کلام خدا به ما يادآوری می کند به انجام آن. می گويد: چنين شخصی خودش را گول

زده است. اگر تو انجام کلام خدا را رد کنی، پس تو واقعا به کلام ايمان نداری. اگر تو به کلام يک انسان ايمان

داری و آن را باور می کنی، تو طبق همان نيز عمل می کنی. ايمان در عمل است.

اجازه دهيد با هم به يک نمونه از خدمت مسيح نگاهی بيندازيم. در کتاب لوقا فصل ١٧ آيات ١٢ تا ١٩ ما می بينيم

ده نفر شخص جذامی که از مسيح خواستند تا آنها را پاک کند. آيه ١٢ می گويد: که آنها به استقبال او آمدند. بر

طبق قانون، اين کارشان قانون شکنی بود چون شخص جذامی وارد شهر شده بود و طبق قانون آنها می توانستند

سنگ سار شوند. همانطور که آنها به استقبال می رفتند، مسيح را صدا کردند و گفتند ، عيسی ای آقا، به ما رحم

کن. عيسی جوابی به آنها داد که در حالت عادی و طبيعی غير ممکن به نظر می رسيد. او گفت: برويد و خود را

به کاهن نشان دهيد. اگر آنها با جذام به معبد می رفتند سنگ سار می شدند. من می خواهم شما درک کنيد کاری را

که عيسی داشت انجام می داد. طبق قانون، برای پاکسازی جذامی ها شرايط و تدارکاتی وجود داشت. وقتی پاک

می شدند آن وقت طبق قانون اجازه داشتند که وارد معبد شده و نزد کاهن بروند و بعد کاهن پاکی آنها را اعلام کند

و آنها آزاد شوند و دوباره به شهر برگردند. مسيح قانون را می دانست و او داشت در مورد نتيجه آخر با آن

اشخاص جذامی صحبت می کرد. مسيح آنها را کاملا شفا يافته و پاک ديد به همين دليل هم به آنها گفت طبق آن

عمل کنيد. اگر آنها فقط کلام را می شنيدند، بايد در جواب حرفِ مسيح می گفتند، ” اما عيسی، تو انگار متوجه

نيستی، ما نمی توانيم نزد کاهن رويم. ما جذام داريم! ” اما بنظر می رسد اين جذامی ها هيچ بحث و گفتگوئی با

عيسی نکردند، آنها به کلامش ايمان داشتند و طبق ايمانشان بر گفته مسيح عمل کردند. کلام می گويد، همان زمان

که رفتند، پاک شدند. ( هللويا! )

اين ده جذامی با صداقت و يکپارچگی و قدرت کلام عيسی جواب دادند. آنها به اندازه ای به اين مسئله ايمان داشتند

که بدون هيچ پرسش و سئوالی بايد طبق کلام عمل کنند. آنان طبق کلام بدون هيچ شک و ترديدی عمل کردند.

يعقوب نوشت که ايمان بدون عمل باطل است. ( يعقوب فصل ٢ آيه ٢٠ ). اگر تو واقعا ايمان داری، عمل خواهی

کرد. وقتی تو عمارت را مطابق آنچه ايمانت است کنی، همانطور که در يعقوب گفته شد، ايمانت کامل خواهد

گرديد.

وقتی تو برای تفکر در کلام خدا وقت صرف کنی و طبق آنچه کلام می گويد نيز عمل کنی، زمانی فرا خواهد

رسيد که تو بايد به کلام اعتماد کنی و به آن محکم تکيه نمايی ( کلام تکيه گاه تو باشد )، خيلی اوقات ما از دريافت

برکات خدا محروم می مانيم فقط برای اينکه خيلی ساده و سريع از روی آن می گذريم. شايد شرايط اوضاع را

طوری درست کند که گوئی هيچ راهی وجود ندارد برای پيروزی بر يک مسئله؛ اما شفا نبايد اجازه دهيد که کلام

ناديده گرفته شود. در مورد کلام خدا صحبت کنيد. روی اعتراف ايمانتان محکم بايستيد. بيائيد اعتراف ايمانمان را

٣۶ . پس ترک نکنيد دليری – محکم حفظ کنيم زيرا که وعده دهنده امين است. در کتاب عبرانيان فصل ١٠ آيه ٣۵

خود را که مقرون به مجازات عظيم می باشد. زيرا که شما را صبر لازم است تا اراده خدا را بجا آورده، وعده را

بيابيد.

اعتماد و توکل به کلام خدا تقريبا همان صبر داشتن است. صبر به معنی تغيير نيافتن، ثابت بودن، پابرجا و استوار

بودن. هرگز تحت تأثير تغيير نپذيريد. وقتی شما در حال تمرين کردن صبر هستيد، بدون اينکه به شرايط موجود

دقت کنيد. صحبت خواهيد کرد و طبق آن نيز عمل خواهيد نمود.

دليری خود را ترک نکنيد. ايمانت را ترک نکن فقط بخاطر اينکه در اين شرايط ايمانت به تو کمکی نکرده است.

روی اعتراف ايمانت محکم بايست و روی کلام خدا نيز بايد ايستاد.

کتاب يعقوب فصل ١ آيات ٢ تا ۴ می گويد، … وقتی که در تجربه های گوناگون مبتلا شويد، کمال خوشی دانيد؛

چونکه می دانيد که امتحان ايمان شما صبر را پيدا می کند. ولی صبر را عمل تام خود باشد تا کامل و تمام شويد و

محتاج هيچ چيز نباشيد. فرضا شما به خداوند ايمان داريد که در مورد مسئله ای خاص جواب شما را می دهد. بر

طبق حواس پنجگانه شما تمام شواهد نشان می دهد که شما جوابتان را در يافت نخواهيد کرد. در نهايت شما به

نقطه ای می رسيد که ديگر آماده هستيد ايمانتان را از دست دهيد و آن را به عنوان اتفاقی بد به حساب آوريد. اين

کار را نکنيد.

ايمانت را از دست نده. بر روی اعتراف ايمانت بايست و شک و دودلی به خودت راه نده. تو می بينی، وقتی به

نظر می رسد که هيچ اتفاقی نمی افتد، ايمان شما در حال امتحان است. در يعقوب فصل ١ آيه ٣ می گويد، امتحان

ايمان شما صبر را پيدا می کند. به عبارت ديگر، وقتی ايمان شما در حال امتحان است، قدرت صبر را به مرحله

عمل و اجرای می گذارد. ايمان و صبر دست در دست هم کار می کنند آنها هميشه با هم کار می کنند.

صبر يک نيرو و قدرت روحانی است که ايمان تو را پشتيبانی و حمايت می کند، بنابراين وقتی ايمان شما امتحان

شد، قدرت صبر ايمان شما را به حرکت در می آورد. پس به جای اينکه ايمانتان را از دست دهيد و بر خلاف آنچه

کلام خدا می گوئيد، شما قوت خواهيد يافت و قوی تر می شويد بوسيله نيروی صبر بنابراين شما ثابت و محکم می

مانيد.

کلام خدا را در درجه اول اهميت قرار دادن

در مزامير فصل ١١٢ تصويری خدای شخص ايماندار. قلب استوار، استوار و محکم می گردد در نتيجه قرار دادن

کلام خدا در درجه اول اهميت و اجازه دهيم کلام نسبت به چيزهای ديگر برتری داشته باشد.

زمانيکه ما از کلام خداوند پر و لبريز شويم و اجازه دهيم کلام در قلب های ما استوار گردد، پس از آن تصوير ما

و خدا يکی خواهد شد. ما شروع می کنيم خودمان را ديدن همانطوری که خدا ما را می بيند.

چون او به آن ايمان دارد، او با هر آنچه که ببيند و يا قبلا در مدت ٢٠٠٠ سال پيش ديده است لغزش نم خورد. او

ما را از طريق کار نجات در جلجتا می بيند. او ما را از طريق خون مسيح می بيند. من معتقد هستم که خدای پدر

ما را به عنوان انسان هائی می بيند با قلب های استوار و محکم مان که غير قابل لغزش است. حال وقت آن است

که بدن مسيح با آن تصوير يکی شود. وقت آن رسيده که مسيحيان شير روحانی را کنار گذاشته و گوشت مقوی که

کلام خدا است را دريافت کنند. در اين روز و زمان شما نمی توانيم کلام خداوند را در درجه اول اهميت قرار

ندهيم. چيزهائی که در اين روزها اتفاق می افتد.

اين مسئوليت ما است به عنوان شخص ايمان دار که آنقدر در کلام خدا استوار و محکم بايستيم که هيچ چيز ما را

نلرزاند. و ما با جرأت بايستم در مقابل هر شرايطی و اعتراف کنيم بدون هيچ شک و ترديدی، ما از يک فتح کننده

هم بيشتر عمل می کنيم!

وقتی در کلام خدا استوار شوی، تو برای شيطان فرد بسيار خطرناکی می گردی. از طريق کلام، تو می توانی

کاملا کارهای او را در زندگی خود در خانواده، محل کار، شهر و مليت و حتی در جهان متوقف سازی! شخصی

که از کلام خدا پر است يک وسيله نقليه ای است که قدرت خدای بلند مرتبه را دارد. قدرت آفرينش گر در کلامش

است. پس جای تعجبی نيست که شيطان آنقدر سخت تلاش می کند تا کلام را از قلب شما بيرون آورد. شما بايد

آماده دفاع باشيد و اجازه ندهيد به او که در تلاشش موفق شود و کلام را بدزدد. يعقوب نوشت در مقابل شيطان

ايستادگی کن و او از تو فرار خواهد کرد.

عيسی نمونه ای بود برای ما که چگونه در مقابل شيطان ايستادگی کنيم. او کلام خدا را گرفت و گفت، نوشته شده

است که … عيسی داشت با شيطان می جنگيد با شمشير دولبه روح – کلام خدا. وقتی شيطان آمد که کلام را از تو

بدزدد، کلام را بگير و ايستادگی و مقاومت کن با آن. او از تو فرار می کند! يک تصميم خوب بگير برای استوار

جهنمی هيچ کاری برای متوقف کردن تو نمی توانند کنند!__

شدن در کلام خدا برای قوی شدن در قدرت خداوند. لحظه ای که تو اين تصميم را می گيری، شيطان و قدرت های

بیشتر بدانید

يوحنا 3 : 16

خداوند جهان را آنقدر محبت نمود که پسر يگانه خود را داد تا هر که به او ايمان آورد هلاک نگردد بلکه حيات جاودان يابد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *