اجازه نده شیطان تاج و ردایت را بدزدد

کشیش سیامک زرگری
23 نوامبر, 2014

چکیده موعظه

شخصی در کتاب مقدس داریم که فکر میکند سهمش در این دنیا بدبختی و مصیبت است.جز غم و درد و بیماری انگار چیزی نیست. مرقس10:46«عیسی در هر شهر و ده و روستایی عبور میکرد و مردم مصیبت های خود را آورده تا کمک بگیرند.عیسی وارد اریحا میشود .شخص کوری به نام بارتیمائوس پسر تیمائوس که در سر راه گدایی میکرد چون شنید عیسی ناصری در گذر است فریاد کرد ای عیسی پسر داوود بر من رحم کن عده ای او را نهیب زدند و ساکت کنند اما او فریاد خود را بلند تر کرد ای پسر داوود بر من رحم کن ناگاه عیسی ایستاد فرمود تا او را بخوانند به او گفت از من چه میخواهی؟در ساعت ردای خود را دور انداخته بر پا جست نزد عیسی آمد و گفت ای آقا میخواهم بینا شوم عیسی گفت برو ایمانت تو را شفا داده است در ساعت بینا گشته از عقب عیسی در راه روانه شد.انگار لقب این فرد بر پیشانی اش چسبیده بود به او بارتیمائوسِ کور میگفتند.او پسر تیمائوس بود!یا پدرش مثل خودش گدا بود که کتاب مقدس نامش را میبرد تا بگوید بدبختی پدرش بر او آمده و به نام پدرش شهرت دارد و شناخته میشود.تیمائوس یعنی خداداد!بارتیمائوس یعنی پسر خداداد.این بچه را خدا داد،پس خدا باعث کوری این بچه است خدا خواسته این بچه گدا و بدبخت باشد زیرا نام او خداداد است و خدا به او داده است!!این بارتیمائوس ردایی داشت معمولا گدا ها ردایی بلند میپوشیدند که در سرما برایشان زیر اندازی باشد و گرمایی دهد و وقتی راه میرفتند سیاه و کثیف میشد که هر کس آن ردا را روی دوش او میدید میفهمید گدا است.و اصلا این ردا به ردای گدایی معروف بود.بچه  ی نا بینای رها شده طرد شده که هیچ کس از او نگهداری نکرده برای معاش خود گدایی میکند و لقمه ای محض رضای خدا به او بدهند.افراد نابینا گوش های تیزی دارند.وقتی عیسی رد میشود  صدا را میشنود صدای همهمه و صدای شلوغی که جمعیتی دور یک فردی است میگوید شاید الان بهترین وقت است از این جمعیت پولی بگیرد و بگوید بده در راه خدا به این خداداد.,,,

اشتراک