ايستادن در جلال خدا

کشیش سیامک زرگری
1 جولای, 2018

چکیده موعظه

خروج33:18 « خدایا تمنا دارم جلال خود را بر من نمایان سازی». در این باب شرح حال رابطه ی موسی با خداست که خدا موسی را دوست خود میخواند.اینکه ما فرزندان خدا هستیم خدا را شکر اما فراموش نکنید رابطه ای سالم است از فرزندی شروع شود و به دوستی با خدا ختم شود.خدا را شکر که خدا میخواهد از طریق تو جلالش را نمایان سازد تا هر کدام از ما به عنوان خادمین خدا ماموریت پدر را روی زمین انجام دهیم اما دوستی با خدا ورای وظیفه و خدمت و کار کردن است.به همین دلیل وقتی ما یک روز خدمتی نداریم حس میکنیم یک چیزی در زندگی ما کم هست.یا اگر خدمتمان متوقف میشود فکر میکنیم ما فرزندی هستیم که برای خدا بی ثمر و بی فایده هستیم و خودمان را سرزنش میکنیم و حس میکنیم خدمت است که ما را ارزش میدهد اما وقتی وارد یک دوستی میشوی دوستتت تو را همانطور که هستی پذیرفته است و به کار کردن و نکردن بستگی ندارد.آیه 12« موسی گفت اینک تو به من میگویی اما خبر نمیدهی همراه من که را میفرستی و تو گفته ای تو را به نام میشناسم و در حضور من فیض یافته ای» داستان این است که اگر ما فیض نداشته باشیم هرگزنمیتوانیم با خدا دوستی کنیم.از بعد فرزندی و خدمتی عبور کنیم و به یک رابطه تازه ومتفاوت با خدایی که ما را در صلیب مسیح نجات داد بشویم.با دوستی خدا تمام شریعت ها،ترس ها،کمبود ها کنار میرود چون دوستت تو را شناخته و تو را آنطور هستی پذیرفته است.یک وقت ها ما از خدا شنیدیم و شناخت ما از خدا بر اساس شنیده هایمان است اما یک جایی خدا می آید و از خئدش با تو در میان میگذارد اینجا فرق دوست و فرزند مشخص است.و اینجا موسی به واسطه این دوستی فراتر صحبت میکند ومیگوید اگر به واسطه فیض تو دوست تو شدم پس بیا چیزهایی از خودت را بگو که زمانی که غلام تو بودم به من نمیگفتی.خدا به ابراهیم هم میگوید چگونه کاری را انجامدهم قبل از آنکه با دوستم مشورت نکرده باشم و به او نگفته باشم!فیضی که در دوستی خداست به تو اجازه میدهد صدای او را بشنوی حتی اگر عطیه نبودت نداشته باشی و اصلا دیگر عطیه معنی نمیدهد چرا که خود خدا همه نیاز های تو خواهد بود.....

اشتراک