برکت از خدای پر جلال ؟یا جلال خدای برکت دهنده؟

کشیش سیامک زرگری
3 مارس, 2013

چکیده موعظه

همه ی معرفی ما از خدا هست اوست زیرا ذات او است.موسی از خدا خودش را میخواهد که بشناسد که ای خدا تو کی هستی و چرا من که در گناهکاری هستم دوست داری تو که هستی که این همه رحمت و شفا و آرامی و آزادی داری و به ما میدهی.او خدای تغیر ناپذیری است و وقتی میگوید هستم آنکه هستم خدایی که قول و فعل اش یکی است انسان را خلق میکند تا شبیه خودش باشد تا مثل او باشد.انسان هم از نظر شخصیت هم عملکرد را شبیه خود ساخت او ما را شبیه هستم آنکه هستم آفریده است تا مثل او بر زمین حکمرانی کرده و بر همه چیز تلط داشته باشیم تا اقتدار داشته باشیم و این اقتدار از هویت ما در خداوند می آید.خدا وقتی آدم را خلق کرد به او ردایی پوشانید و تاج جلال بر سر او نهاد.شیطان آمد تاج پادشاهی را از او برداشت و ردایش را درآورد و ردای گدایی را بر تن او کرد همان ردای بارتیمائوس تا در گوش انسان بگوید «تو بدبختی باید دروغ بگویی تا مردم تو را بپذیرند باید پرخاش کنی تا مردم زبانشان بر تو کوتاه شود بنشین گدایی کن تا مردم به تو محبت و توجه را گدایی بدهند همه ی اینها به خاطر آن است که این بدبختی ها را خدا به تو داد.تو آدم خوبی نیستی خانواده ات را نگاه کن!». او هویت انسان را دزدید و هویت جعلی به او داد اما در نام مسیح ما این لباس را بیرون کردیم چون ما اسیر و برده نیستیم و برای حسادت و غرور خلق نشدیم مسیح آمد جریمه گناهان ما را داد تا ما را از گدایی رهایی دهد و ردا و تاج را بر تن ما کرد تا در خدا شاهزادگان باشیم.

اشتراک