جزام زندگی تو به فیض خدا شفا مییابد

کشیش سیامک زرگری
24 نوامبر, 2013

چکیده موعظه

انتظار از ایمان و اعتماد می آید خدا وقت هایی اجازه میدهد تا ما منتظر بمانیم اما منتظران خدا خجل نخواهند شو.منتظر خدا باش.خدا می آید.او تاخیرنمی کند.اگر هنوز نیامده است منتظر باش.نعمان در عهد عتیق یک سرباز آرامی بود به معنی صاحب نعمت،مقام داشت اعتبار داشت وضع خوب لباس های خوب نفر اول بعد از پادشاه بود.تمام پیروزی های پادشاه به واسطه او بود دوست های بسیار و خلاصه همه چیز عالی بود اما این سردار یک «اما» در زندگی خود داشت.او جزام داشت!جزام تمام بدن و صورت او را گرفت علی رغم ردای فاخری که داشت و هرجا که میرفت به او احترام میکردند درد داشت و سعی میکرد جزامش را زیر ردایش بپوشاند اما هرکاری میکرد باز جزام را نمیتوانست کاری کند.در کتاب مقدس جزام سمبل گناه است.بیماری جزام بیماری است که از خون شروع میشود به درون نفوذ میکند به پوست میرسد شروع میکند پوست را خوردن گوش، بینی، گوشه ی چشم ،دست را میگیرد و یک مرگ تدریجی است در زندگی یک شخص.گناه هم در زندگی آدمی باعث شده از درونش به بیرون برود جنگ ها جدایی ها فاصله ها تلخی ها جزامی است که از قلب آدمی به بیرون زندگی اش نفوذ میکند.2-جزام مسری است و گناه هم مسری است از آدم و حوا نسل به نسل در حال انتقال است.در کتاب اشعیا میخوانیم تمام وجود انسان به گناه آلوده شده است عفونت و زخم متعفن که پانسمان نشده است.در ارمیا میگوید دل انسان را که داند که پر از بیماری و شرارت است.3-نعمان علی رغم اینکه سردار بزرگی بود به پادشاه نزدیک بود اما به خاطر جزام از فاصله دور با پادشاه رابطه داشت چون نمیتوانست به خاطر جزام به حضور پادشاه برود.گناه نیز مانع از حضور ما نزد خدا است.همانطور که محبت پادشاه با نعمان بود محبت خدا نیز بر نیکان و بدان همراه است اما جزام نمیگذارد ما به حضور پادشاه برویم.آن زمان برای جزام شفایی نبود و تنها یک معجزه میتوانست او را نجات دهد.آرامی ها نمیتوانستند یک سردار را قرنطینه کنند و بد میشد!پس این مرد به محبت خدا و معجزه ی او فقط نیاز داشت.معجزه اوج محبت خداست.پادشاه آرام نامه ای مینویسد.دوم پادشاهان 5،برای پادشاه اسرائیل و میگوید سرداری دارم............

اشتراک