,,,,خداوندا چرا ؟

کشیش سیامک زرگری
12 ژانویه, 2020

چکیده موعظه

جلسه دوم
سرزمین ما در دوران درد زایمان است اما هرچه درد بیشتر شود زمان زایمان زودتر فرا میرسد.پیغام این درد ها این است،زایمان نزدیک است.دعا کنیم این زمانها کوتاه شود این درد ها هدر نرود بلکه نتیجه دهد.تمامس سالها شیطان از طریق خون دارد قدرت میگیرد .خون هایی که در سرزمین ما ریخته میشود برای شیطان خبر خوبی است اما به نام عیسی مسیح عیسی آن را داوری خواهد کرد و این سرزمین از ظلم و ستم بیرون خواهد آمد.خدا در مواقعی که سکوت میکند ایمان ما را طلب میکند.قبل تر از آن بر اساس آنچه از خدا دیدیم بر اساس دیدار او را شکر میکنیم اما در مواقعی که چیزی برای دیدن نیست بر اساس وعده ی خدا بر اساس ایمان در دعا می ایستیم و این یک فصل است و باید این زمان را در ایمان سپری کرد تا به وعده ای که خدا داده برسیم.از زمانی که دعا میکنی تا زمان دریافت فقط یم خط فاصله است گاه کوتاه یا بلند اما باید ایستادگی کرد زیرا منتظران خدا خجل نخواهند شد.وعده دهنده امین است.اگر عیسی متولد نمیشد دنیا را نجات نمیداد،ایمان تو نیز درون تو است و با تولدش میتواند در سختی ها تو را نجات دهد.این ایمان در روزهای سختی متولد میشود.تو باید در ایمانت بایستی و آنجا وقتی ایمان متولد شود برای ایماندار همه چیز ممکن است.ایمان تو،تو را نجات خواهد داد و این ایمان یعنی از همه چیز و همه کس ببری و تنها چشم به خداوند و وعده های او بدوزی.هر وقت بریدی و خسته شدی یا ایمانت باید متولد شود یا واقعا میفتی،و خدا میخواهد ما در روزهای سخت در ایمان باشیم و نیفتیم.اینجا که تمام اعتمادت را روی خدا میگذاری.خدا از تو که هیچ نداری ولی اعتماد داری ظرف های آنانی را پر میکند که اعتماد ندارد از طریق امید تو آدم های نا امید را بلند میکند خدا از تو که هیچ نداری اما ایمان و امید داری استفاده میکند و آنانی را که هیچ ندارد بلند میکند.باور کن در خداوند که هستی.پیدایش راجع به ابراهیم میگودر در شهر و در صحرا مبارک خواهی بود این وعده ی خدا به ابراهیم است وقتی با لوط کلنجار میرفت و از هم جدا شدند،لوط که طمع کار بود زمین خوب را برمیدارد و ابراهیم بیابان را ،لوط میگوید آنجا نرو میمیری،ابراهیم میگوید برکت دهنده ی من خدا است و کلام خدا هم میگوید در سال بعد گله و رمه ی او بیشتر از لوط بود.تو تا نبری ایمان متولد نمیشود وقتی خودت داری تلاش میکنی به زور خودت زحمت میکشی ایمان تومتولد نمیشود.عمل تو باید با دعایت همسو باشد.دعای ایمان میکنی نباید انسانی رفتار کنی.فردی دعا میکرد مرد خدا در ازدواج با او بیاید اما بعد پرسیدم دیدم با مسی ازدواج کرده که بی ایمان است!از دانش و حکمت و تلاشهای زمینی ببر و همچون غلامی که چشمانش به سوی آقای خویش است چشمانت به سوی خدا معطوف شود.به بالا نگاه کن.پیدایش 32 یعقوب که نخست زادگی را از برادرش با کلک گرفته،برادرش میگوید تو را نگیرم که تورا خواهم کشت و یعقوب فرار کرد.در باب 32 به جایی میرسد که ان قریب برادر به او میرسد و او را پیدا کرده است.یعقوب رفت هر چه داشت زن و بچه را از رود اردن عبور داد آیه 24«و یعقوب تنها ماند»دارایی او او را نجات نداد.روزی که تنها هستی و فکر میکنی هیچ کس نیست و از همه بردی آنجا است که صدای خدا را میتوانی بشنوی آنقدر صدا در زندگی تو هست که صدای خدا را اصلا نمیتوانی بشنوی.وقتی تنها میشوی و از همه میبری اینجا شروع رابطه با خدا است.یعقوب فکر میکرد از خدا هم میتواند با طریق انسانی بگیرد از این رو میگوید تا برکت ندهی نمیروم.اما وقتی او در این نبرد لنگان شد خدا زندگی او را عوض میکند.وقتی ابراهیم در تولید نسل لنگید خدا او را برکت دهد.لنگ های زیادی در زندگی تو است و خدا دنبال لنگان است تا ایشان را خرامان کند چون قوت او در ضعف های ما نمایان میشود.و آنجا خدا اسم یعقوب را عوض میکند زیرا نقطه قوت او در رفن ها و کلک های او بود خدا این قوت را در او شکست و او را اسرائیل نام نهاد او را به شاهزادگی خدا نام نهاد.وقتی از خودت خالی شوی از خدا پر میشوی.از چیزهای خوبت نیز خالی بشو زیرا خدا جلالش را با کسی سهیم نمیشود.وقتی تو هیچ چیز نداری دستت خالی است و این را به خدا تقدیم میکنی خدا این را پر خواهد کرد.تنها خدا تکیه گاه تو باشد.خدا سکوت میکند تا از خودت و از همه ببری و چیزی برای کمک گرفتن نداشته باشی بلکه تنها خدا کمک تو امید تو باشد.وقتی شروع میکنی به دیگران دادن خدا تو را پر میکند و ظرف تو همیشه پرخواهد بود.تا زمانی که میدهی خدا ظرفت را پر میکند اگر نه ظرفت خالی میشود.دوباره سکوت دوباره خدایا چرا و این به یک ملاقات تازه نیاز دارد.وقتی دعا میکنی که خدا چیزی بدهد و نیست،ادامه بده و آنچه از قبل خدا آنچه به تو سپرده بود را انجام بده و ایمانت را متوقف نکن.مرقس 5:25«زنی که دوازده سال بیماری داشت به خونریزی مبتلا بود هرچه داشت صرف دکتر ها کرد و هیچ نتیجه ای نگرفت بلکه بدتر شد زحمت بسیار کشید اما فایده ای نداشت و نا امید شد تا وقتی شنید عیسی در گذر است او ردای عیسی را لمس میکند و ایمان داشت هر آینه شفا میگیرد/این به معنی این نیست که نباید هیچ کاری انجام داد بلکه خدا از طریق های مختلف اراده ی خود را پیش میبرد ،موضوع صحبت برای وقتی است آسمان در سکوت است و هدایتی نیست صدایی نیست و نمیدانی باید چه کنی.یوحنا 5:5«شخص مفلوج عیسی او را دید که آن بیمار گفت تنها هستم و هیچ کس را ندارم به من کمک کند هنگامی که آب تکان میخورد مرا در آب بیندازد.برای این شخص سالهای طولانی خدا در سکوت بود.نمونه های زیادی در کتاب مقدس است.دوم تواریخ 20:12«تهدیدی بر ضد یهوشافاط ،ای خدای ما آیا تو بر ایشان حکم نخواهی کرد زیرا ما را در مقابل این گروه عظیمی که بر ما میایند هیچ قوتی نیست و ما نمیدانیم چه بکنیم!آنگاه روح خدا آمد و پیغامی داد.تمام این ایام در ترس و ناله بودند در حضور خدا دعا میکردند هیچ صدایی نبود اما وقتی بریدد و اعلام کردند خدایا ما هیچ قوتی نداریم و خدا اینجا سکوت را میشکند.این فصل های زندگی ما است.ایمانی که متولد میشود تو را از آن سختی نجات خواهد داد و همچون ماشیح برای تو عمل خواهد کرد.در روزهای سخت اعتماد من به تو است ای خداوند.

اشتراک