خداوندا چرا با من حرف نمی زنی !؟

کشیش سیامک زرگری
23 فوریه, 2020

چکیده موعظه

 

شیطان دائم ما را با واقعیت ها رو به رو میکند.اما هرچه بخ واقعیت ها نگاه کنی نا امیدی میاید اما نگاهت را از این ها بر دار و به آسمان نگاه کن که اعانت تو از آن جا میاید.در زمین چیزی جز نا امیدی و ضعف و سوتفاهم نیست اما رحمت و نیکویی از آسمان میاید.نگاهت را از زمین بردار.اگر روزانه از آسمان چیزی نیاید ما نمیتوانیم حتی هفته را به آخر برسانیم شاید ما نبینیم اما فیض او همراه ما است.ضعیف گوید قوی هستم این را خدا میگوید بگو.قوت خدا در ضعف من نمایان میشود.برای هر چیزی که داری دعا میکنی برای خودت برای فرزندت برای کارت برای ازدواجت برای خود خدا حتی داری دعا میکنی برای سرزمینت ،شاید خستگی بیاید که خدایا خسته شدم .اگر خدا سکوت میکند برای این نیست که تو برایش بی تفاوتی و به تو توجهی ندارد خدا از تو نا امید نشده اما دلایلی دارد که برای آن سکوت میکند.خدا میخواهد کارهای زیبا در زندگی ما انجام دهد کارهای خدا بی نقص و عالی است برای آنان که در مسیر اراده خدا هستند همه چیز به خیرت او خواهد بود.ارمیا به عنوان جوانی که خدا با او آشنا میشود و خدا به نوعی با نوجوانی با او ملاقات میکند گرچه ارمیا میگوید من طفل هستم منظور از خام بودن او است که پختگی ندارد و خدا میگوید نگو من خام هستم بلکه من کلام را در دهان تو میگذارم.خدا ارمیا را انتخاب میکند تا نبی امتها شود و از او برای کارهای عظیم استفاده کند.ارمیا در حضور خدا دعا میکند فردی عاطفی و احساسی بود و خدا به او گفت حق نداری زن بگیری زیرا زنان این سرزمین کشته خواهند شد و برایش روزهای سختی بود و سوالات زیادی از خدا میکند.ارمیا به خاطر عواطفش نبی گریان معرفی میشود و چون برای درد قومش گریه میکند و دلسوزی میکند و چراهای بسیاری دارد و خدا او را پاسخ میدهدزیرا ارمیا دست از چراها برداشت و پرسید خدایا میخواهی چه کار کنی و طرح تو چیست؟شاید تو هم راجع به وضع زندگی ات از خدا همین سوال را داری،خدایا آخر من چه میشود؟:ارمیا18«ارمیا برو به کارگاه کوزه گری که میگویم و آنجا با تو صحبت دارم.ارمیا میرود و آنجا کلام خدا با او صحبت کرد،شخصی را دید که روی شخص ها کار میکند کوزه گری میکند ظرفی افتاد ،دوباره ساخت تا برایش پسند آید،خدا گفت آیا من مثل این کوزه گر نتوانم عمل کرد؟چنانکه گل در دست کوزه گر است شما ای خاندان اسرائیل در دست من میباشید.روزهایی که خدا سکوت میکند و فکر میکنی چرا خدا تو را رها کرده،خدا تو را رها نکرده بلکه قرار است از تو چیزی بساز که در نهایت وقتی نگاه میکند منظور نظر او باشی.اگر قرار است ارزشی در ما باشید باید امضای خدا روی ما باشد.هر کدام از ما ظرف هایی هستیم که باید امضای خدا روی ما باشد تا اثر ما معتبر و با ارزش باشد.ظرف عزت ظرفهایی است که از آن نگهداری میکنیم و برایمان با ارزش است خدا میخواهد برای او ظرفهای با عزت و گرانبها باشیم نه برای هر چیزی استفاده شویم بلکه برای مصارف خاص استفاده شود.کوزه سمبلی از انسان است ،انسانی که خاک زیر پا است و ارزشی ندارد و هر جا باد بیاید میرود اما وقتی کوزه گر این خاک را میاورد برای او تازه ارزش است که از او بسازد آنچه مدنظرش است و وسیله ای ارزشمند شود.آب روی خاک ریختن تا گل شود این آب ،کلام خدا است وقتی ما به عیس یایمان میاوریم این آب و کلام روی ما ریخته میشود و ما خیس میشویم تا به تبدیل برسیم و ظرفی مقبول برای خدا باشیم.تا اینجا خوب ااست ما ایمان آوردیم کلام میخوانیم مکاشفه میگیریم و خیلی خوشحالیم اما بعد از آن انگار زندگی ما دچار بحرانی میشود,,,,

اشتراک