زندان افکار 3

کشیش سیامک زرگری
14 جولای, 2013

چکیده موعظه

مردم نزد مسیح می آیند چون میدانند مسیح وضع بد ما را میداند اما باز ما را دوست دارد و قبولمان میکند به همین خاطر نزد خدا احساس امنیت داریم.دروغ زمانی خلق شد که آدمی ترسید!در یک رابطه اگر دروغ در کار است چون میترسیم مطمئن به محبت شخص نیستیم.اگر در چیزی اساس عشق نباشد روزی بریده میشود.چون خدا نیز بر اساس حکمت و محبت می سازد.مسیح حکمت است و شالوده زندگی ما باید بر این اساس باشد. خیلی اوقات در دروغ و ناراستی زندگی میکنیم و هر آنچه بکاریم همان را درو میکنیم.ناراستی از ترس می آید.کلام خدا میگوید حقیقت را با محبت بگو و حقیقت آن چیزی است که نظر خدا نیز همان است.چرا با محبت بگوییم؟1-خدا حقیقت است ،خدا محبت است اما خدا نمی آید به خاطر حقیقت بی محبتی کند و به خاطر محبت ناراستی کند.وقتی فردی را با محبت ناراستی اش را میگویی یا ناراحتی ات را میگویی او را با این دو ذات خدا مواجهه میکنی و او باید خود را در صورت خدا ببیند.2-در فرهنگ میگویند حقیقت تلخ است؟بله چون تلخ است معمولا کمی شیرین میکنند و محبت آن عسلی است که در تلخی ریخته میشود تا بداند از روی دوست داشتن میگویی،قلب تو را میبیند و تلافی و نفرت نمیبیند.کلام خدا میگوید حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.انسان جایز الخطا نیست بلکه خطا پذیر است.وقتی با مسیح آشنا میشویم این را میدانیم که خطا نکنیم اگر هم کردیم اعتراف کنیم و توبه کنیم.مسیح ریشه گناه را در ما خشک میکند زیرا میخواهد ما در راستی و نور زندگی کنیم چون فرزند نور هستیم.اگر خدا پرونده گذشته ی ما را بخشید به نام مسیح تو هم یاد بگیر و این سخت ترین قسمت زندگی مسیحی است.

اشتراک