محبت يعنی رو بسوی ديگری داشتن

کشیش سیامک زرگری
29 ژانویه, 2017

چکیده موعظه

دعای ما ایمانداران قدرت دارد.باران رحمت خدا بر نیکو بد یکسان میبارد برای خدا فرقی نمیکند زیرا خدا همه جهان را محبت نمود پس فرقینمیکند چه کسی رحمت میگیرد خدا را میشناسد و یا چه کسی را میپرستد.خاصیت رحمت خدا این است که فرقی نمیکند چه کسی میگیرد آماده ی دادن رحمت است به همین دلیل میگوید بیایید ای زحمت کشان و گرانباران نمیگوید مسیحیان!عیسی سفره اش برای همه گسترده است.خدا میخواهد سرزمین ما را بیرون بیاورد و ملاقات کند.خدا از شفاعت های ما استفاده میکند و سرزمین ما را برکت میدهد خوشا به حال آنانی که در تبدیل این سرزمین با خدا شریکند چرا که خدا زندگی های شخصی آنان را نیز برکت خواهد داد.خدا سرزمین ما را از دیرباز تفقد کرده است.خانواده های ما نیز جز کشور ماست که باید برایشان برکت طلبید و ایستاد.خدا محبت است.سرزمین ما این را باید یادآوری کند.محبت یعنی رو به سویدیگری داشتن و مهم نیست دیگری دشمن است یا دوست.خارج از خود کسی را دیدن محبت است.از آنچه خدا به تو داده با قدردانی به دیگران بده و آنان را یاری برسان.بسیار روش ها هست که میتوان مهربانی و محبت را در این سرزمین از نو بنا کنیم.آنچه داری با دگران قسمت کن.میوه میخری یک عدد فقط یک عدد نگه دار تا به کسی بدهی.شاید با این کار کسی را نتوانی ثروتمند کنی اما بذر محبت را میکاری.خدا نسل تو را برکت خواهد داد.برای نسل بعد خود برکت باش.قدیم ها صندوق صندوق میوه میخریدند و وقتی میرسیدند اول سهم همسایه را میدادند امروز دانه ای باید بخرند و چه لعنت این سرزمین مشخص است!در سرزمین ما گناه و بی رحمی علنی شده است.بلند شو و اعلام کن که هنوز رحمت در سرزمین ما نمرده است.مردان و زنان خدا هستند.شروع کن یک قدم بردار در این ترک دیوار بی معرفتی و معرفت و لطف و بلند شدن را تجربه کن.به یاد بیارید(کلام خدا بسیار از این واژه استفاده میکند)که تو همان آدمی هستی که در گذشته برکت بودی شاید دنیا بی معرفت شده و ارزش محبت را نمیداند اما تو عوض نشو.دنیا دارد سقوط میکند تو به عیسی بچسب و سقوط نکن.دعای برکت کن برای هر دردمندی که بر سر راه توست.وقتی از خودت آزاد میشوی و به خدا فکر میکنی و او مرکز توجه میشود اینگونه خدا را محبت میکنی.خروج باب 33 موسی میگوید خدایا میخواهم تو را بشناسم.خدا میگوید اگر میخواهی مرا بشناسی نام مرا بشناس،خدای رحمت و خدای رفعت.یکیاز دلایلی که در ازدواج محبت برای شروع آن مهم است چون اجازه میدهد یکی دیگر وارد زندگی اش شود یعنی خیلی از وقت ها و میل های خودم را فدای تو میکنم و خارج از خودم تو را نیز میبینم به همین دلیل پایه خانواده باید بر اساس محبت باشد.خدا از کارهای ما استفاده میکند تا در این سرزمین کارهای بزرگ کند.فعلی که در زبان عبری برای محبت استفاده میشود بیشتر برای فاعل است.احب فعلی است که فاعل دارد و بیشتر درباره کننده صحبت میکند تا کننده(مفعول).پیغام محبت کتاب مقدس درباره فاعل است فقط یک جا به مفعول پیام میدهد(آنچایی است که خدا از محبت خود بر روی ما صحبت میکند.مثل آنانی که محبت مرا پذیرفتند...).اما در بعد زمین فقط درباره فاعل صحبت میشود.در کنار محبت خدا فیض خدا را داریم.با فهمیدن مفهوم فیض میتوان بعد محبت خدا را درک کرد.فیض از کلمه افاضه گرفته شده است به معنای جاری شدن آبی از یک آبشار.آبی که ساعت کاری ندارد و برایش فرقی نمیکند چه کسی از این آب استفاده کند.خدا فیضش را از آسمان بر ما جاری کرد و باران و آفتابش را بر نیکان و بدان یکسان میباراند.افاضه هم معنی رو به سوی دیگری داشتن را دارد.
4معنی محبت در کتاب مقدس:
1-در زبان یونانی(اروس)عشق و دوست داشتن در حواس پنجگانه است.لذت های زندگی.که یک نوع از مرحله دوست داشتن است.کتاب مقدس نام آن را نفس میگذارد.وقتی میگوید نفس ات را بکش یعنی مراقب این 5 تا باش که چه میکنی و به چه قیمتی.پول را از چه راهی در میاوری.میشنوی چه مشنوی و مبیبنی چه را میبینی؟
2-(فیلیو)وقتی دوست داشتن فردی از حواس 5گانه خارج میشود و به کس دیگری را نگاه میکند.فیلادلفیا یعنی محبت برادرانه و محبت به آدم دیگر .محبتی است مشروط .چون من خوشم می آید محبت میکنم اگر خوشم نیاید دور میشوم.این نوع محبت هم در روابط انسانی به شرط دوست داشتن و خوش آمدن خودمان است.معمولا این نوع محبت یا یکطرفه شروع میشود یا قراردادی است.دوستی های در قرارداد و محبت ظاهری از موفقیت شکل گیری یک قرارداد که اگر فردا به مشکلی بخورند همدیگر را در دادگاه خواهند دید.
- اگرکه: اگر بهم زنگ بزنی من هم بهت زنگ میزنم.اگر بهم سلام کنی من نیز سلام میکنم!متکی بر شرط و یک انتظار است
-به خاطر اینکه: اگر بهت زنگ میزنم چون بهم زنگ زدی.اگر بهت سر میزنم چون بهم سر زدی.به جهت تلافی و جبران است.
-با وجود اینکه:با اینکه بهم زنگ نزدی اما بهت زنگ میزنم.با اینکه بهم سر نزدی اما من بهت سر میزنم.(افاضه)
3-(آگاپه) محبتی است بدون قید و شرط.محبتی که از خدا می آید.عشق مادر به بچه اش با تمام اذیت های فرزندش اما با جان و دل رسیدگی میکند و از حیات و وجودش به فرزند میدهد.عشقی است از بالا به پایین و داده میشود.
خدا میگوید هم شکل این جهان نشوی اما دنیا میگوید خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!در حالیکه ما باید همرنگ عیسی شویم که اوست آبروی ما و پوشاننده ی ننگ ها و عیب ها.
4-(استرگو)عشق خداست.فقط برای خداست.خدای محبت.فقطاز خدا بر جهان میاید و انسان در آن نقشی ندارد.آگاپه قطره های استرگو ی خداست که بر ما ریخته و ما آن را ارائه میدهیم.
عیسی در شب آخر همه او را رها میکنند،پطرس که از همه خود را با معرفت تر میدانست 3 بار عیسی را انکار میکند.مسیح میپرسد آیا مرا محبت میکنی؟پطرس میگوید تو میدانی که تو را دوست دارم.چند بار عیسی از او میپرسد.در زبان عبری در واقع عیسی میگوید پطرس تو مرا آگاپه داری؟پطرس میگوید نه من تو را فیلیو دارم و گرنه تو را خیانت نمیکردم و قلبت را به درد نمیاوردم.عیسی دوبار با آگاپه میپرسد،بار سوم میپرسد پطرس تو مرا فیلیو داری؟میگوید آره معلوم است این را دارم.عیسی میگوید باشد با همین شروع کن و گله مرا شبانی کن.او با فیلیو شروع کرد اما به جایی رسید که وقتی خواستند او را مصلوب کنند گفت من لایق نیستم مثل خدا مصلوب شوم !(رسید به آگاپه).از آنچه داری شروع کن تا خدا تو را برکت دهد و تو را مسح کند.اگر در ایمان میشود رشد کرد در محبت و بخشش نیز میتوان رشد کرد.خدا محبت است.سرزمین ما این خدا را باید بشناسد.خدا از طریق ما سرزمینش را محبت میکند.

اشتراک