مذبح پادشاهان

کشیش سیامک زرگری
19 جولای, 2020

چکیده موعظه

اگر همه چیزت را از دست دادی باعثش فکری بود که از خدا نبود،برگرد خدا میخواهد آنها را به شکل درستش به تو بدهد.ببین خدا را کجا جا گذاشتی؟از این وضعی که در آن هستی بیرون بیا و از همانجایی که هویتت و خدا را گم کردی به همانجا برگرد و انجام بده آن چیزی که باید.کار درست را انجام بده.اینکه تو شبیه کی هستی سوالی است که باید جوابش را بدانی.تو شبیه افکارت هستی.هر کدام از ما شبیه افکار خود هستیم.زندگی تو فکر تو را نشان میدهد.طرز رفتار تو افکارت را نشان میدهد.تو شبیه باور هایت هستی.کلام خدا میگوید انسان شبیه خدا خلق شده است.یک جمله ای هست میگوید به من بگو خدایت کیست تا من بگویم تو چطور آدمی هستی.خدا آدم را به صورت و موافق خود خلق کرد.به صورت یعنی عملکرد ما همچون خدا است در سلطنت و پادشاهی و فرماندهی.موافق خدا بودن یعنی در شخصیت و کاراکتر چون خدا (تثلیث)در ذات باشیم .خلق شدیم تا حکومت کنیم و از خدا این اقتدار را دریافت کردیم.ما نمونه و صورتی از پادشاه پادشاهان هستیم.در تاریخ ایران درباره کوروش کبیر میشنویم اما خیلی از مورخین موافق این شرح حال هستند پدر بزرگ کوروش خوابی میبیند نزد معبرین میرود و میگویند از نوه ی تو کسی میاید که تمام امپراطوری را میگیرد.پس این مرد دخترش را به یکی از قوم ماد میدهد.این زن حامله میشود و باز پدربزرگ خواب میبیند باز نزد معبرین میرود و میگویند بچه ای که میاید تاج و تخت را از تو میگیرد و مرد تصمیم میگیرد او را بکشد.ظاهرا زن چوپان درباری که بچه اش مرده به دنیا آمده بود با کوروش عوض میکند تا بچه را خودش بزرگ کند.بچه تا 10 سالگی در آن محله ی چوپانی دربار در رشد است.با بچه ها در بازی است و دزد و پادشاه بازی میکردند کوروش در این بازی بچه ی دزد را میزند و تنبیه میکند و مگیود من پادشاهم و کسی که مجرم است را تنبیه میکند.از روی شباهت ها تشخیص دادند که این کوروش است و در واقع کاشف به عمل میاید که کوروش نمرده است.و آنجا که او را در دربار بردند فهمید واقعا پادشاه است و از خاندان سلطنتی است منتها تمام این ایام کوروش هویت خود را گم کرده بود.خیلی از ما نیز هویت خود را گم کردیم در سختی و فشار و مضیبت زندگی کرده ایم حالا میگویند تو فرزند پادشاهی!سیستم زندگی تو فقیرانه و غلامی بوده ولی اکنون وارث پادشاهی هستی!هویت تو این است که در سختی ها و فشار های زندگی ات گم شده است.خدا میخواهد هویت گمشده ی ما را به ما برگرداند.مکاشفه ی عیسی مسیح این است که تو پادشاه هستی تو به خون عیسی و مرگ عیسی و رستاخیز عیسی پادشاه شدی.اکنون ما شبیه او هستیم و عیسی آمد تا آن پادشاهی را که از عدن از دست دادیم را به ما برگرداند.تمام سه باب کتاب مکاشفه را یوحنا در روی زمین میبیند از باب 4 خدا به او میگوید بیا بالا و زنده در روح میشود و مدل جدیدی از مکاشفه را میگیرد در واقع مکاشفه در مکاشفه میگیرد همانطور که از ایمان به ایمان ما جلو میرویم.عیسی میخواهد تو که رد این دنیا هستی ،اسرارش را با تو در میان بگذارد اسراری که تا به حال چشمی ندیده و گوشی نشنیده است.,,,,,

اشتراک