پرستش ، شکرگز اری و برکت داد ن قدرت هر لعنت را ميشکند

کشیش سیامک زرگری
22 ژانویه, 2017

چکیده موعظه

وقتی دل رحمت در یک سرزمین باشد خدا آن سرزمین را نگه میدارد.امید سرزمین ما به دعای ایمانداران است.برکت سرزمین ها به خاطر وجود مردان و زنان ایمان در کلیسا ها است.و اگر سرزمین ما میخواهد مبارک شود کلیسای ایرانی باید بایستد و دعا کند و کلیسای عادل دعایش در عمل قدرت بسیار دارد.و دستانی که به آسمان بلند میشود نباید آلوده باشد.این دست ها باید مقدس باشد تا خدا جواب این دستهای دعاگو را بدهد.در غیر این صورت فرق بین مقدس و نا مقدس چیست ؟شخصی میگوید خدایا مرا بلند کن مبادا تو را بی حرمت کنم میتواند فرد مقدسی باشد.کلیسایی که تقدیس شود مسح و قوت و قدرت دارد.بدون مسح جواب دعا نمی آید.در هر موضعی که می ایستی به عنوان همسر، فرزند ،مادر ،خواهر ،برادر،باید مسح آن را داشته باشی تا برایشان بایستی .روش های انسانی جواب نمیدهد باید مسح وجود داشته باشد.دعا کن بایست تا جلال خدا تو را پرکند آن موقع یک کلام تو آنچه یک طول سالها نتوانستی انجام دهی در زمان کوتاه انجام خواهد شد.
پرستش،شکرگزاری و برکت دادن لعنت ها را میشکند.پس اگر این سرزمین به واسطه لعنت فرو نشسته به واسطه برکت دادن بنا میشود.قدرت برکت بسیار بسیار قوی است.در زندگی ات ناشکری آنچه را هم داری از تو میگیرد.غر غر گله کردن گیر دادن ها نیز نوعی زبان ناشکر است.انتظارات بی جا نیز رحمت ها را از بین میبرد.آنچه ما به عنوان سرود خواندن میدانیم پرستش نیست یعنی میشود گفت فقط اینها نیست.پرستش رابطه ای قلبی است با کسی که پرستیده میشود.پرستش ارزش گذاشتن است و مرکز توجه قرار دادن است.با ارزش گذاشتن است که به دنبال آن احترام می آید.غیر ممکن است که به کسی احترام کنید که برای آن ارزش قائل نباشید مگر آن رابطه از روی ترس باشد که احترام از روی ترس بیاورد در حالیکه برای آن نیز ارزشی قائل نباشید که در اینجا شریعت پیش میاید یا عشق بهشت و یا ترس جهنم.اما وقتی ارزش یک چیز برایت باز شود شروع میکنی به احترام کردن.پرستش ارزش گذاشتن به خداست و هرچه ارزش بیشتر باشد احترام به او بیشتر خواهد بود.برای شناخت ارزش ها باید خدای واقعی را شناخت.خدا در را باز کرده تا به عمق های او داخل شویم.پرستش که خدا میپسندد پرستشی است که با ارزشی که از خدا میدانیم او را حرمت بگذاریم و وقتی او را حرمت میگذاریم تسلیمش خواهیم شد.بعضی مواقع در پرستش ها آنقدر شرایط اطراف پرستش برای ما مهم است خدا را آنقدر در مرکز توجه قرار نمیدهیم.تکنیک ها و امکانات خیلی خوب است اما قرار است فرد دیگری پرستیده شود و هرچیزی غیر از خدا مرکز توجه پرستش باشد بت پرستی است.حتی اگر خود پرستش را پرستش کنی آن هم بت پرستی است.فقط عیسی مسیح لایق پرستش در کلیسا است.آیا زانو زدن رقصیدن (نه اطوار ناپسند)گریه کردن برای شما در پرستش راحت است؟اگر نه برایت نظر دیگران مهم است پس عملا دیگان را مرکز توجه قرار داده ای.اگر روح خدا هدایت میکند هر کاری دوست دارد حین پرستش روی تو انجام شود اجازه بده انجام شود.معمولا کسانی که بهکلیسا می آیند 4 دسته اند:1-برخی در دنیای خودشان با خودشان مشغولند در حین پرستش اس ام اس میخواند و درگیر خودش است!2- برخی فقط تماشا گر هستند3-برخی معمولا دیر می آند و موجب بهم ریختن جلسه میشوند.4- عده ی کمی معمولا در پرستش به طور واقعی پرستش میکنند. و برکت کلیسا این عده هستند و برکت زندگی بر اساس این نوع پرستش ها است.متبارک باد قومی را که یهوه خدا اوست.در سرزمین ما یهوه پرستش نمیشود و خدایان دیگری دارد.پرستش قدرت عظیمی دارد.پرستش که واقعی است جلال خدا و آیات و معجزات به همراه دارد.غیرممکن است در پرستش خدا باشد و در آنجا تبدیل و آزادی و شفا نیاید!پرستنده باید در روح پرستش واقعی بایستد تا موجب برکت خودش و حتی دیگران شود.پرستش واقعی بر روی تو مسح عجیبی میاورد. مرکز تمام کتاب مقدس عیسی مسیح و پرستش اوست و پرستش خدایی واقعی است که اگر این خدا سرجای خود نباشد هیچ چیز در جای خود نخواهد بود.باشد که خدا در زندگی ما مرکز توجه باشد.در زندگی شائول میبینم به خدا میگفت پرستش تو خدایا برای من خیلی مهم است پس رفت بهترین رمه را آورد برای خدا!خدا گفت برای چه آوردی؟پرستش ات را نمیپسندم!من از تو رمه نخواستم!من خواستم به من احترام کنی.گاهی ما پرستش میکنیم اما خدا مرکز احترام ما نیست.کاری برای خدا انجام میدهیم اما خدا مرکز توجه ما نیست.پرستش قدرت دارد.اگر سرزمین ما میخواهد بلند شود باید خدای واقعی در آن پرستش شود.چرا در سرزمین ما 3 بار اذان میگویند اصلا چرا اذان میگویند؟شیطان هر جایی را میگیرد با اعلام اذان مالکیت خود را اعلام میکند .اذان پرستش شیطان است و این 3 بار را از یهودیان یاد گرفته است زیرا یهودیان روزی 3 بار خدا را پرستش میکردند.به همین دلیل سرزمین ما روز به روز دارد بدتر میشود اما این سرزمین مال عیسی مسیح است و او شایسته پرستش است.موقع اذان شروع به پرستش کن تا به شیطان اعلام کنی عیسی مسیح صاحب این سرزمین است و او لایق پرستش است .پرستش در زندگی شما جای اول باشد منظور از پرستش راز و نیاز و دعا نیست!پرستش به معنای واقعی است.گاهی زندگی ما آنقدر پر از درد است که درد مرکز توجه ماست و ناچاریم به دیگری که خدا مرکز توجه اوست بگوییم برای ما دعا کند.شروع به پرستش کن و در پرستش به هیچ چیز زمینی فکر نکن تا آن مصیبت ها و نیازهایت را پرستش نکنی و فقط به خدا فکر کن.اول سموئیل داوود را میبنیم که جلوی جولیات می ایستد ، همه میگویند میدانی چندین برابر تو هیکل دارد؟داوود میگوید تو با نیزه به جنگمن میایی من یهوه را همراه خودم آورده ام.و اینجاست او آنچه نمیتوانی را انجام دهی برایت انجام خواهد داد.وقتی خدا باماست کیست بر ضد ما؟روزانه هر اتفاقی در زندگی ات میفتد جلالش را به خدا بده.خدا را مرکز توجه امورات خود قرار بده.آن موقع است که شادی عظیم می آید.خدا جلال و اعتبارش را با کسی تقسیم نمیکند بعضی اوقات ما میخواهیم خودمان را هم اندکی جلال دهیم البته درست است که ما نیز میخواهیم قدردانی شویم که بعد تر صحبت خواهیم کرد اما جلال و چیزی در تو دیده میشود را به خدا جلال بده دنبال این نباشیم که دیده شویم.جلال هر چیز نیکویی را به خدا برگردان.خدا به احترام کنندگان خود برکت مضاعف میدهد.شکر گزاری به عنوان نکته ی دوم نیز قدرت عظیم دارد.از هر چیزی غر زده بشه از همان درد بر ما می آید.گاهی آنقدر موذیانه می آید که فکر میکنیم واقعیت است و متوجه زبانمان نیستیم بله ممکن است واقعیت باشد اما حقیقت این است که شکرگزاری قدرت تبدیل دارد شکرگزاری برای خدایی که میتواند تبدیل کند و بایستد ،خدایی که سلطنت میکند.شاید خیلی چیز ها درست نیست اما شکر کن خدایی را که هست که اعتماد تو بر اوست و اعتمادکنندگان به خدا هرگز خجل نخواهند شد.شکرگزاری یعنی او بر شرایط ندگی تو حاکم است و شکرگزاری در مواقع سخت و بحرانی به همین دلیل است نه برای تایید آن بدی بلکه برای خدایی که در آسمان است.وقتی دری برایت بسته میشود هیچ وقت زور نزن تا در را باز کنی حالا به هر دلیلی که بسته شده است.اولین کار با فروتنی توبه کن که خدایا برای کارهای انسانی من را ببخش و اعلام کن به خدا کم آوردی آنجا تازه قدرت خدا نمایان میشود که خدایا اگر در برای من بسته است اما ایمان دارم تو قادری از درهای بسته عبور کنی و کار کنی.غر غر لعنت می آورد و لعنت نابود کننده است و تنها با قدردانی و شکرگزاری میتوانی لعنت ها را بشکنی.واژه ی لعنت یعنی بدی و همیشه به معنای نفرین نیست.نفرین ضد کلمه ی آفرین است .وقتی کسی کار خوبی میکند آفرین میشنود و کسی که با بدی مواجه میشود نی آفرین(نفرین)را میشنود.به نام عیسی مسیح تو قدرت داری لعنت و هر بدی و هر تلخی را بشکنی چون عیسی برکت است و برکت قدرت را میشکند.به همین دلیل میگوید دشمن ات(افراد،موقعیت،شرایط،اوضاع مالی) را برکت بده زیرا برکت قدرت لعنت را میشکند در این بین اگر دلیلی برای آن لعنت یافتی توبه کن و دیگر آن را انجام نده.همه ی مردم ما زیر لعنت هستند،خدا زمین را جهیزیه ی آدم کرد زیرا آدم برایش از زمین مهم تر است. وقتی ما را میبیند اینچنین درد میکشیم چه توجهی به زمین دارد؟!سرزمین با آدم معنا پیدا میکند.پس هر کس سرزمین خود را برکت دهد هرکجا قدم زده است را برکت دهد بی شک روزی ایران نجات خواهد یافت.کلید گشودن آسمان در دستان ماست و ما میتوانیم آسمان این سرزمین را باز کنیم.به برکت دعای تو بر بی ایمانان نیز برکت خواهد آمد.

اشتراک